گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٧
تشكيل حكومت در كوفه ، به سرعت از سوى كوفيان ، مورد استقبال قرار گرفت ؛ زيرا احتمال پيروزى و تشكيل حكومت را قوى مى دانستند . كوفيان ، حتّى پس از ورود عبيد اللّه به كوفه ، اميد پيروزى را از دست ندادند . از اين رو ، تعداد فراوانى از آنها به همراه مسلم در محاصره قصر عبيد اللّه شركت جستند و هنگامى كه احساس خطر نمودند ، به سرعت ، از نهضت ، كناره گرفتند و مسلم و هانى را به دست عبيد اللّه سپردند . اين احساس خطر ، هنگامى شدّت گرفت كه شايعه حركت سپاه شام از سوى طرفداران عبيد اللّه در ميان مردم، پخش شد. البته ترس از سپاه شام را نيز مى توان معلول دنياطلبى مردم كوفه به شمار آورد .
سه . تابع احساسات بودن
با مطالعه مقاطع مختلف تاريخ كوفه ، مى توانيم تابع احساس بودنِ اهالى آن را مشاهده نماييم . علّت اصلى اين ويژگى را مى توان عدم رسوخ ايمان در قلب هاى آنان دانست و طبعا از افراد و قبايلى كه با ديدن شوكت اسلام به آن پيوستند و براى دنياى خود به جنگ رفتند ، انتظارى جز اين نمى توان داشت . شايد معروف شدن كوفيان به نيرنگبازى ، فريبكارى و بى وفايى ـ تا جايى كه به ظهور مَثَل هايى چون : «أغدَرُ مِن كوفىٍّ (فريبكارتر از كوفى)» ، يا «الكوفىُّ لا يوفى (كوفى ، وفا ندارد)» انجاميده ـ ، نيز ناشى از همين ويژگىِ احساساتى بودن آنها باشد .
چهار . پرخاشگرى
نظامى بودن شهر كوفه و پديد آمدن فرصت هاى متعدّد براى جنگيدن ، روحيّه اى خاص و پرخاشگرانه به آنان داده بود . آنان ، مغرور از قدرت نظامى و فتوحات خويش ، در برابر هر تحوّلى پرخاش كرده ، با شورشگرى ، در صدد بازيابى هويت خويش و به دست آوردن منفعت بودند .