گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٨
٢٢٠.الفتوح ـ به نقل از مِسوَر بن مَخرَمه ـ جبرئيل است كه از سرزمين كنار فرات به نام كربلا برايم خبر آورده كه فرزندم حسين ، پسر فاطمه ، در آن جا كشته مى شود» . گفته شد: اى پيامبر خدا! چه كسى او را مى كشد؟ فرمود: «مردى به نام يزيد ، كه خدا به عمرش بركت ندهد! گويى جايگاه به خاك افتادن و به خاك سپردنش را و سرش را كه به هديه آورده اند، مى بينم . به خدا سوگند ، هيچ كس به سر فرزندم حسين نمى نگرد و شادى نمى كند، جز آن كه خداوند ، دل و زبانش را دوگونه مى كند» . [١]
٢ / ٤
پيشگويى درباره شهادت او ، نزديك وفاتش
٢٢١.الأمالى ، صدوق ـ به نقل از ابن عبّاس ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در آن بيمارى [منجر به فوتش ]مى فرمود: «محبوبم را برايم بياوريد» و مردان را يك به يك برايش فرا مى خواندند ؛ امّا پيامبر صلى الله عليه و آله از آنها روى مى گرداند. به فاطمه عليهاالسلام گفتند: كسى را به سوى على روانه كن كه به نظر ما مقصودش كسى غير از على نيست. فاطمه عليهاالسلام به سوى على عليه السلام فرستاد و چون على عليه السلام آمد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله چشمانش را گشود و صورتش [ از خوش حالى ]شكفته شد . سپس فرمود: «على! نزديك بيا . على! نزديك بيا» و پيوسته او را نزديك كرد تا دستش را گرفت و بر بالينش نشاند و سپس از هوش رفت.
[١] لَمّا أتَت عَلَى الحُسَينِ عليه السلام مِن مَولِدِهِ سَنَتانِ كامِلَتانِ ، خَرَجَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله في سَفَرٍ لَهُ ، فَلَمّا كانَ في بَعضِ الطَّريقِ وَقَفَ ، فَاستَرجَعَ ودَمَعَت عَيناهُ ، فَسُئِلَ عَن ذلِكَ ، فَقالَ : هذا جَبرَئيلُ عليه السلام يُخبِرُني عَن أرضٍ بِشاطِىِ?الفُراتِ ، يُقالُ لَها كَربَلاءُ ، يُقتَلُ بِها وَلَدِيَ الحُسَينُ ابنُ فاطِمَةَ . فَقيلَ : مَن يَقتُلُهُ ـ يا رَسولَ اللّه ِ ـ ؟ فَقالَ : رَجُلٌ يُقالُ لَهُ : يَزيدُ ، لا بارَكَ اللّه ُ لَهُ في نَفسِهِ ! وكَأَنّي أنظُرُ إلى مَصرَعِهِ ومَدفَنِهِ بِها ، وقَد اُهدِيَ بِرَأسِهِ ، و وَاللّه ِ ، ما يَنظُرُ أحَدٌ إلى رَأسِ وَلَدِيَ الحُسَينِ فَيَفرَحُ ، إلّا خالَفَ اللّه ُ بَينَ قَلبِهِ ولِسانِهِ (الفتوح : ج ٤ ص ٣٢٥ ، مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : ج ١ ص ١٦٣) .