گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٠
٢ / ٧
منتظر مرگ معاويه بودن ، براى قيام
٢٠٤.الإرشاد : كلبى ، مدائنى و ديگر سيره نويسان آورده اند كه چون حسن بن على عليه السلام درگذشت ، شيعيان در عراق ، به جنب و جوش در آمدند و به حسين عليه السلام نامه نوشتند و از او خواستند كه معاويه را خلع كند و براى خود ، بيعت بگيرد ؛ امّا حسين عليه السلام خوددارى كرد و به ياد آنان آورد كه ميان او و معاويه ، عهد و پيمانى است كه شكستن آن ، براى او روا نيست ، [پس بايد صبر كنند] تا آن كه مدّتش بگذرد و اگر معاويه مُرد ، در اين باره مى انديشد . [١]
٢٠٥.أنساب الأشراف : هنگامى كه حسن بن على عليه السلام در گذشت ، شيعيان در خانه سليمان بن صُرَد [خُزاعى] ، گرد آمدند و پسران جعده ـ كه مادرش امّ هانى دختر ابو طالب ، و پدرش هُبَيرة بن ابى وَهْب مَخزومى بود ـ نيز با آنان بودند . آنان به حسين عليه السلام نامه تسليتى نوشتند و در آن گفتند : خداوند برايت بزرگ تر از آن كه رفت ، جانشين سازد! ما شيعيانت ، خود را مانند تو مصيبت زده مى دانيم و به اندوهت ، اندوهناكيم و به شادى ات شاديم و فرمانت را چشم به راهيم .
[١] ما رَواهُ الكَلبِيُّ وَالمَدائِنِيُّ وغَيرُهُما مِن أصحابِ السّيرَةِ ، قالوا : لَمّا ماتَ الحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام ، تَحَرَّكَتِ الشّيعَةُ بِالعِراقِ وكَتَبوا إلَى الحُسَينِ عليه السلام في خَلعِ مُعاوِيَةَ وَالبَيعَةِ لَهُ ، فَامتَنَعَ عَلَيهِم وذَكَرَ أنَّ بَينَهُ وبَينَ مُعاوِيَةَ عَهدا وعَقدا لا يَجوزُ لَهُ نَقضُهُ حَتّى تَمضِيَ المُدَّةُ ، فَإِن ماتَ مُعاوِيَةُ نَظَرَ في ذلِكَ (الإرشاد : ج ٢ ص ٣٢ ، روضة الواعظين : ص ١٨٩) .