گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٣
به نظر مى رسد كه نظام ادارى و اقتصادى موجود در كوفه ، مؤثّرترين عامل در روى گردانى مردم از نهضت امام حسين عليه السلام و پيوستن آنان به هواداران حكومت بود ، چنان كه ابن زياد ، پس از ورود به كوفه و ايراد يك سخنرانى سياسى ، از نظام ادارى و اقتصادى اين شهر براى تهديد و تطميع مردم ، نهايت بهره را برد . متن گزارش طبرى در اين باره ، چنين است : ابن زياد ، بر رؤسا و مردم ، سخت گرفت و گفت: به رؤساى قبايل بنويسيد : هر كس از مخالفان امير مؤمنان و حَروريه (خوارج) و اهل ترديد ـ كه كارشان اختلاف افكنى و نفاق و تشتّت است ـ ، در ميان شما باشد و امان نامه بنويسد ، در امان است ؛ امّا هر كس امان نامه ننويسد ، بايد كسى از رؤسا ، او را ضمانت كند كه با ما مخالفتى نمى كند و بر ما خروج نمى نمايد ، و اگر چنين نكند ، ذمّه ام از او برى است و خون و مالش حلال است و خونش ريخته مى شود . اگر در تحت رياست بزرگ قبيله اى ، كسى بر امير مؤمنان خروج كند و وى ، او را براى ما نفرستد ، بر درِ خانه اش به دار آويخته مى شود و از مقرّرى ، محروم مى گردد و به منطقه «الزاره» (بيشه شيران) در عُمان ، فرستاده مى شود . [١] همچنين هنگامى كه مسلم بن عقيل عليه السلام به همراه سپاه خود ، قصر ابن زياد را محاصره كرد و او را در فشار قرار داد ، يكى از شگردهاى موفّق ابن زياد ، اين بود كه از طريق اشراف كوفه و رؤساى قبايل ، به سپاهيان مسلم ، پيغام داد كه اگر دست از يارى او بردارند و در صف فرمانبران در آيند ، به عطاى آنان خواهد افزود ؛ ولى در صورت ادامه شورش ، عطاى آنان ، قطع خواهد شد . بر پايه برخى از گزارش ها ، در روز عاشورا ، هنگامى كه امام حسين عليه السلام با كوفيان ، اتمام حجّت مى نمود و آنها با سر و صدا ، تلاش مى كردند كه از سخنرانى ايشان ممانعت كنند ، امام عليه السلام به موضوع «عطا» و حرامخوارىِ آنان از اين طريق ، به عنوان يكى از علل انحراف و نافرمانى آنان ، اشاره كرد و فرمود :
[١] تاريخ الطبرى : ج ٥ ص ٣٥٩ ، الكامل فى التاريخ : ج ٢ ص ٥٣٦ . [٢] مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : ج ٢ ص ٦ ؛ بحار الأنوار : ج ٤٥ ص ٨ .