گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٤
نظر سياسى، كار صحيحى بوده است؟ آيا سياست مدار بزرگى مانند امام حسين عليه السلام ، با در نظر گرفتن سوابق كوفيان در برخورد با پدر او و برادر بزرگ ترش ، به وعده آنان در حمايت از وى در برابر حكومت بنى اميّه ، اعتماد مى كند و كوفه را به عنوان پايگاه مركز نهضت بر ضدّ حاكميت، انتخاب مى نمايد؟ به بيان واضح تر ، آيا امام عليه السلام آنچه را ديگران در مورد خطرناك بودن سفر به كوفه مى گفتند ، نمى دانست؟ و نهايت، اين كه : آيا امام عليه السلام نمى دانست كه فضاى عمومى جانبدارى از او ـ كه قبل از آمدن ابن زياد به كوفه ، در اين شهر حاكم بود ـ ، جوّ كاذبى است ؟ ٢ . آيا همه دعوت كنندگان از امام حسين عليه السلام ، از شيعيان و پيروان اعتقادى و واقعىِ او بودند و چنان كه برخى پنداشته اند ، [١] وى فريب شيعيان خود را خورده كه به او ، وعده يارى داده بودند ؛ امّا نه تنها از او حمايت نكردند ، بلكه به جنگ او برخاستند و با اين حساب ، شيعه ، خود، مقصّر اصلى در به وجود آمدن فاجعه عاشوراست ، يا اين كه «شيعه» در آن دوران ، مفهومى متفاوت با مفهومِ امروزى آن داشته است و كسانى كه امام حسين عليه السلام را تنها گذاشتند ، شيعه سياسى و اجتماعى بودند ، نه شيعه اعتقادى و حقيقى؟ ٣ . دلايل اقبال مردم كوفه به نهضت حسينى و پشت كردن به آن و به عبارت ديگر، عوامل شكست اين نهضت ، چه بود؟
[١] دلائل الإمامة : ص ١٨٧ ح ١٠٧ ، مختصر البصائر : ص ٦ . [٢] مانند عبد اللّه بن عبد العزيز، كه در كتابش (من قتل الحسين عليه السلام ) مى گويد: مردم كوفه به حسين عليه السلام ، نامه نوشتند و از او درخواست كردند كه به كوفه برود ؛ امّا طولى نكشيد كه فرستاده اش مسلم بن عقيل را تنها گذاشتند و به او نيرنگ زدند . آن گاه ، نوبت حسين عليه السلام رسيد كه از آنان به او برسد آنچه به مسلم رسيد . همچنين تنها حسين عليه السلام نبود كه شيعيان به او نيرنگ زدند ؛ بلكه پيش تر ، به پدر و برادرش و پس از او به امامان عليهم السلاماز اهل بيت ـ كه خدا از آنان خشنود باد ـ نيز نيرنگ زدند (من قتل الحسين عليه السلام : ص ١١٨) .