گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٨
امام حسين عليه السلام جدا نشد . امام عليه السلام به وى فرمود : أنتَ في حِلٍّ مِن بَيعَتي ، فَاعمَل في فِكاكِ ابنِكَ . تو از بيعت من ، آزادى . پس [برو و] براى رهايى پسرت ، تلاش كن . امّا وى پاسخ داد : أكَلَتنِي السِّباعُ حَيّا إن فارَقتُكَ . [١] اگر از تو جدا شوم ، درندگان ، زنده زنده ، مرا بخورند ! بر پايه گزارش طبرى ، بشير و سُوَيد ، آخرين ياران امام عليه السلام بودند كه به خيل شهداى كربلا پيوستند . وى ، در حالى كه اين اشعار را زمزمه مى كرد ، با سپاه دشمن درگير شد و به شهادت رسيد : امروز ـ اى نَفْس ـ ، با [ خداى ] مهربان ، ديدار مى كنم و امروز ، با احسان تمام ، پاداش داده مى شوى . بى تابى مكن . همه چيز ، فنا شدنى است و شكيبايى براى تو ، پُر بهره ترين است ، در پيشگاه داورِ روز جزا .
٣ / ٦
دو جوان جابرى
سيف بن حارث بن سَريع و مالك بن عبد بن سَريع ، دو برادرِ مادرى و نيز پسرعموى يكديگر بودند. اين دو ، از ياران امام حسين عليه السلام بودند و در لحظات سخت روز عاشورا ، گريان ، نزد امام عليه السلام آمدند. وقتى امام عليه السلام از علّت گريه آنها پرسيد، دليل آن را نگرانى نسبت به حال امام عليه السلام و عدم توانايى جهت دفع دشمن ، بيان كردند .
[١] نام او، در زيارت رجبيه به روايت المزار شهيد اول و بحار الانوار ، چنين آمده است. [٢] تهذيب الكمال : ج ٦ ص ٤٠٧ ، تاريخ دمشق : ج ١٤ ص ١٨٢ .