گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٢
٤ / ٢١
پناه بردن مسلم به خانه طَوعه [١]
٣١٢.تاريخ الطبرى ـ به نقل از مجالد بن سعيد ـ : مسلم ، چون ديد شب شده و جز سى نفر با او كسى نمانده ، به سمت درهاى كِنده به راه افتاد و وقتى به آن درها رسيد ، ده نفر باقى مانده بودند و از مسجد كه خارج شد ، ديگر كسى با او نبود . توجّه كرد . ديد كسى نيست تا به او راه را نشان دهد و او را به خانه اى ببرد و اگر دشمن بر او حمله كرد ، با او همدردى نمايد و از او دفاع كند. همان گونه سرگردان در كوچه هاى كوفه مى گشت و نمى دانست كجا مى رود ، تا به خانه هاى بنى جَبَله (از قبيله كِنْده) رسيد . رفت تا به درِ خانه زنى رسيد كه نامش طَوعه بود. آن زن ، كنيز اشعث بن قيس بود و چون از او بچّه دار شده بود ، او را آزاد كرده بود . آن گاه اُسَيدِ حضرمى ، با او ازدواج كرد و فرزندى به نام بلال از او داشت. بلال به همراه مردم ، بيرون رفته بود و مادرش بر در ايستاده بود و انتظارش را مى كشيد . پسر عقيل بر زن، سلام كرد و زن ، جواب داد. مسلم به زن گفت: بنده خدا ! به من ، قدرى آب بده. زن رفت و برايش آب آورد . مسلم ، همان جا نشست . زن ، ظرف آب را بُرد و باز گشت و گفت: مگر آب نخوردى؟ مسلم گفت: چرا . زن گفت: پس نزد خانواده ات باز گرد. مسلم ، سكوت كرد . زن ، دو مرتبه حرف هايش را تكرار كرد . باز مسلم ، سكوت كرد. آن گاه زن گفت: به خاطر خدا باز گرد، سبحان اللّه ! اى بنده خدا ! خدا ، سلامتت
[١] طوعه ، كنيز اشعث بن قيس بود و پس از [مرگ] وى ، اُسَيد حضرمي ، او را به همسرى گرفت . نيز گفته شده كه اسد بن بطين با وى ازدواج كرد و او بلال را به دنيا آورد . طوعه ، از زنان دوستدار اهل بيت عليهم السلام بود و ماجراى پنهان شدن مسلم بن عقيل به كمك او ، مشهور است .