گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٢٤
پس از فرمان معزّ الدوله، عزادارى در بغداد ، به صورت آيينى رسمى در آمد كه همه ساله ، در هر كوى و برزن ، با حضور شيعيان ، انجام مى گرفت . [١] جامعه اهل سنّت ساكن در مركز خلافت ، اين جريان را خوش نمى داشتند . از اين رو ، گاه درگيرى هايى به وجود مى آمد .
عزادارى در مصر
با استقرار دولت فاطميان ـ چنان كه گذشت ـ گروهى از شيعيان، در روز عاشورا بر مزار دو امام زاده آن ديار ، يعنى امّ كلثوم و نفيسه ، اقامه عزا مى كردند كه پس از مدّتى در داخل شهر قاهره و در مشهد الحسين عليه السلام ، اين جريان را ادامه دادند و در اين حكومت ، عزادارى ، شكل حكومتى يافت و با تشريفات ، انجام مى شد كه چگونگى آن ، در منابع تاريخى آمده است . در اين دولت ، همچنين گاه بنا به دلايلى ، عزادارى به تعطيلى كشانده مى شد ؛ امّا برپايى عزادارى ها تا سقوط فاطميان ادامه يافت . با آمدن ايّوبيان كه تلاشى گسترده براى زدودن فرهنگ تشيّع به كار بستند ، طبيعى بود كه از اقامه عزا نيز جلوگيرى شود. با اين همه ، در مناطق دور از مركز (مانند : شام ، حلب و شمال عراق) ، شيعيان، حضور داشتند و از هر فرصتى براى فراز آوردن شعائر خود ، از جمله برگزارى مجالس عزا ، بهره مى گرفتند .
[١] زادگاه دولتْ مردانِ آل بويه ، منطقه ديلم ايران (در گيلان امروز) بود. اين منطقه و مناطق پيرامونى آن ، چون طبرستان ، از گذشته جزو مناطق شيعه نشين به شمار مى آمدند ، بويژه كه مدّتى نيز حكومت علويان را تجربه كرده بودند. از اين روست كه آنان به «ديلمى» نيز مشهورند ، همان گونه كه به داشتن مذهب تشيّع ، شهره اند . [٢] تلاش هاى داعيان اسماعيلى ، در سال ٢٩٦ ق، به ثمر رسيد و عبيد اللّه مهدى ، توانست دولت معروف به «فاطميان» را با گرايش شيعه اسماعيلى ، در مغرب ، پايه ريزى و تأسيس كند . خلأ دولتى مقتدر در مصر ، زمينه استيلاى فاطميان را بر اين ديار ، در سال ٣٦٢ ق ، فراهم كرد و آنان مركز خلافت خود را به فُسطاط مصر منتقل كردند . اين دولت به مرور ، بر قلمرو خود افزود و شام و حجاز را نيز تصرّف كرد . دوران حكومت فاطميان ، بيش از دو قرن طول كشيد و با مرگ العاضد ، آخرين خليفه فاطمى ، در سال ٥٦٨ ق ، به پايان رسيد . [٣] مورّخان در رخدادهاى سال ٣٥٢ ق ، آورده اند كه در دهم محرّم اين سال ، معزّ الدوله دستور داد كه مردم مغازه هايشان را ببندند و بازارها و داد و ستد را تعطيل كنند ، نوحه سر دهند و لباس هاى پشمين بپوشند و زنان ، با موى پريشان و صورت سياه و گريبان چاك زده ، نوحه كنان در شهر بچرخند و براى مصيبت امام حسين عليه السلام ، بر صورتشان بزنند . مردم نيز چنين كردند و از آن جا كه حاكم با آنان بود و جمعيت شيعه بسيار بود ، اهل سنّت نتوانستند از آن جلوگيرى كنند (الكامل فى التاريخ : ج ٥ ص ٣٣١) . [٤] در المنتظم (ج ١٤ ص ٢١٠) در يادكرد رويداد سال ٣٦١ ق ، آمده است : مراسمى كه در هر عاشورا برپا مى شد از قبيل : بستن بازارها و تعطيلى داد و ستد و آويختن پارچه سياه ، در بغداد اجرا مى شد . در البداية و النهاية (ج ٨ ص ٢٠٢) نيز آمده است : رافضى ها در دولت آل بويه ، زياده روى كردند و در حدود سال چهارصد در روز عاشورا در شهرهايى مانند بغداد ، طبل ها به صدا در مى آمد و در كوچه و بازار ، خاكستر و كاه مى پاشيدند و بر درِ مغازه ها پارچه سياه مى آويختند و مردم ، اندوهناك و گريان ، ظاهر مى شدند و بسيارى از مردم براى همراهى و همدلى با حسين ـ كه تشنه كشته شد ـ ، آب نمى نوشيدند و زن ها صورت هايشان را باز مى كردند و نوحه سرايى مى نمودند و به سينه و صورت مى كوبيدند و پابرهنه در كوچه و بازار راه مى افتادند .