گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٦٣
١ . زوال حكومت خاندان ابو سفيان
نخستين موج رويداد عاشورا ، تنها سه سال پس از آن ، پديدار شد و موجب زوال حكومت خاندان ابو سفيان گرديد . نقش اين فاجعه در اُفول قدرت اين خاندان ، به قدرى روشن بود كه عبد الملك بن مروان ، با اين كه خود ، ميراثخوار حكومتِ آنان بود ، پس از رسيدن به قدرت ، رسما به اين واقعيتْ اعتراف كرد و به حَجّاج بن يوسف نوشت : مرا از ريختن خون فرزندان عبد المطّلب ، دور بدار، كه در آنها راه نجاتى از جنگ نيست. من ، فرزندان حَرب را ديدم كه وقتى حسين بن على را كُشتند، پادشاهى را از دست دادند . [١]
٢ . كوتاهى عمر و بيمارى هاى خطرناك
عبد اللّه بن بدر خَطْمى ، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده است كه فرمود : مَن أحَبَّ أن يُبارَكَ فى أجَلِهِ ، وَ أن يُمَتَّعَ بِما خَوَّلَهُ اللّه ُ تَعالى فَليَخلُفنى فى أهلى خِلافَةً حَسَنَةً، وَ مَن لَم يَخلُفنى فيهِم بُتِكَ عُمُرُهُ، وَ وَرَدَ عَلَىَّ يَومَ القِيامَةِ مُسوَدّاً وَجهُهُ. [٢] هر كس علاقه مند است كه عمرش طولانى شود و از آنچه خداوند متعالْ نصيب او كرده ، بهره ببرد ، جانشينى خوب براى من در خانواده ام باشد ، و هر كس جانشينى مرا در خانواده ام به عهده نگيرد ، عمرش كوتاه مى شود و در قيامت ، روسياه نزد من مى آيد . عبد اللّه ، سپس مى گويد : همان گونه شد كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده بود . يزيد بن معاويه ، جانشين خوبى براى خانواده پيامبر نبود و عمرش نيز كوتاه شد و پس از شهادت امام حسين عليه السلام مدّت كمى زنده بود و همين طور عبيد اللّه بن زياد ـ كه خدا ، هر دوى آنها را لعنت كند ـ .
[١] العقد الفريد : ج ٣ ص ٣٨٢ ، المحاسن و المساوئ : ص ٥٥ ، جواهر المطالب : ج ٢ ص ٢٧٨ . [٢] مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : ج ٢ ص ٨٥ ؛ بحار الأنوار : ج ٢٣ ص ١١٦ ح ٣١ . [٣] البداية و النهاية: ج ٨ ص ٢٠١ .