گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٠٩
٥١٥.الفصول المهمّة : شمر بن ذى الجوشن ـ كه خدا ، لعنتش كند ـ ، ميان حسين عليه السلام و خانواده اش ، مانع شد و با گروهى از قهرمانان و دلاوران لشكر ، مانع از بازگشت او به سوى خانواده اش شد . حسين عليه السلام را در ميان گرفتند و سپس ، عدّه اى از آنان ، به سوى خانواده و كودكان حسين عليه السلام ، هجوم آوردند تا اموالشان را به تاراج ببرند . حسين عليه السلام بانگ زد : «واى بر شما ، اى پيروان شيطان ! نابخردانِ خود را از دست درازى به زنان و كودكان ، باز داريد كه آنان با شما نجنگيده اند» . شمر ـ كه خدا ، لعنتش كند ـ ، بانگ زد : از آنان ، دست بكِشيد و تنها خودِ او را قصد كنيد . [١]
٩ / ١٥
احوال امام عليه السلام در لحظه هاى پايانى زندگى
٥١٦.الأمالى ، صدوق ـ به نقل از عبد اللّه بن منصور ، از امام صادق ، ا : سپس حسين عليه السلام با گونه چپش [ به زمين ] افتاد و دشمن خدا ، سِنان بن اَنَس اِيادى و شمر بن ذى الجوشن عامِرى ـ كه خدا ، لعنتشان كند ـ ، با مردانى از شاميان ، پيش آمدند تا بر بالاى سرِ حسين عليه السلام ايستادند . آنان به يكديگر گفتند : منتظر چه هستيد ؟ او را راحت كنيد !
[١] حالَ الشِّمرُ بنُ ذِي الجَوشَنِ ـ لَعَنَهُ اللّه ُ ـ بَينَهُ وبَينَ الحَريمِ وَالمَرجِعِ إلَيهِم في جَماعَةٍ مِن أبطالِهِم وشُجعانِهِم ، وأحدَقوا بِهِ ، ثُمَّ جَماعَةٌ مِنهُم تَبادَروا إلَى الحَريمِ وَالأَطفالِ يُريدونَ سَلَبَهُم . فَصاحَ الحُسَينُ عليه السلام : وَيحَكُم يا شيعَةَ الشَّيطانِ ، كُفّوا سُفهاءَكُم عَنِ التَّعَرُّضِ لِلنِّساءِ وَالأَطفالِ ، فَإِنَّهُم لَم يُقاتِلوا . فَقالَ الشِّمرُ لَعَنَهُ اللّه ُ : كُفّوا عَنهُم وَاقصِدُوا الرَّجُلَ بِنَفسِهِ (الفصول المهمّة : ص ١٩٠) .