گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥٠
چنين فرمود : لا يُبعِدَنَّكَ اللّه ُ يا زُهَيرُ ، ولَعَنَ اللّه ُ قاتِلَكَ ، لَعنَ الَّذينَ مَسَخَهُم قِرَدَةً وخَنازيرَ ! [١] خداوند ، تو را از [ رحمتش ] دور نكند ـ اى زُهَير ـ و كُشنده ات را لعنت نمايد ؛ همانند لعن كسانى كه آنها را به بوزينه و خوك ، تبديل كرد !» . گفتنى است آنچه در كتاب مجالس المواعظ آمده كه زُهَير ، در كودكى با امام حسين عليه السلام بازى مى كرده است و خاكِ جاى پاى او را بوسيده و بدين جهت ، مورد ملاطفت پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفته است ، در منابع معتبر نيامده و بررسى زندگى زُهَير نيز قرينه عدم صحّت اين گزارش است . اين ماجرا ، در كتاب المنتخب طُرَيحى ، مفصّل تر آمده ؛ ولى نام كودك ، بيان نشده است و در افواه نيز ، معمولاً نام آن كودك ، حبيب بن مُظاهر گفته مى شود ؛ ولى به هر حال ، اصل ماجرا و نام كودك ، مدرك معتبرى ندارد .
٣ / ١٣
سعيد بن عبد اللّه حنفى
سعيد بن عبد اللّه حنفى ، از ياران استوارگام امام حسين عليه السلام و از افراد نامدار حاضر در واقعه كربلاست . پس از ورود مسلم عليه السلام به كوفه ، وى در خانه مختار ، حضور يافت و ضمن سخنرانى اى ، يارى كردن امام حسين عليه السلام و وفادارى خود را به نهضت حسينى ، اعلام كرد و مردم را به بيعت با مسلم و پيروى از او ، تشويق نمود . وى ، هنگامى كه امام حسين عليه السلام در شب عاشورا ، به همراهانش اجازه داد كه از ايشان جدا شوند و از منطقه درگيرى خارج گردند ، با اين سخنان حماسى ، نسبت به ايشان ، اظهار ارادت و وفادارى كرد و گفت : وَاللّه ِ ، لَو عَلِمتُ أنّي اُقتَلُ ، ثُمَّ اُحيا ، ثُمَّ اُحرَقُ حَيّا ، ثُمَّ اُذَرُّ ، يُفعَلُ ذلِكَ بي سَبعينَ
[١] ر . ك : مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : ج ٢ ص ٢٠ .