گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٩
كرد تا شايد بتواند آنان را با خود همراه كند . اما از آن جمعيتى كه با او بودند ، كسى برنخاست . پس از اين لحظه سرنوشت ساز ، زهير درصف ياران استوار امام حسين عليه السلام قرار گرفت . شب عاشورا نيز امام حسين عليه السلام ، خطاب به ياران خود فرمود : ألا وإنّي لَأَظُنُّ إنّه آخِرُ يَومٍ لَنا مِن هؤُلاءِ . ألا وإنّي قَد أذِنتُ لَكُم ، فَانطَلِقوا جَميعاً في حِلّ ، لَيسَ عَلَيكُم مِنّي ذِمامٌ ، هذَا اللَّيلُ قَد غَشِيَكُم ، فَاتَّخِذوهُ جَمَلاً . [١] بدانيد كه به گمانم ، امروز ، آخرين روزى است كه با آنهاييم . من به شما ، اجازه دادم و همه شما آزاديد كه برويد . هيچ عهدى از من برعهده شما نيست . شب ، تاريكى اش را گسترده است . پس آن را مَركب خود قرار دهيد [ و برويد ] . زُهَير ، ايستاد و با اين جملات زيبا و شگفت انگيز ، نسبت به آن امام عليه السلام ، اظهار ارادت و وفادارى كرد : وَاللّه ِ ، لَوَدِدتُ أنّي قُتِلتُ ، ثُمَّ نُشِرتُ ، ثُمَّ قُتِلتُ حَتّى اُقتَلَ كَذا ألفَ قَتلَةٍ ، وأنَّ اللّه َ يَدفَعُ بِذلِكَ القَتلَ عَن نَفسِكَ وعَن أنفُسِ هؤُلاءِ الفِتيَةِ مِن أهلِ بَيتِكَ . [٢] به خدا سوگند ، دوست دارم كه كشته شوم ، آن گاه ، دوباره زنده گردم و باز ، كشته شوم و تا هزار بار ، كشته شدنم تكرار شود ؛ و خداوند ، با اين كشته شدنم ، از تو و از اين جوانان خاندانت ، كشته شدن را برطرف كند . ظهر عاشورا ، زُهَير ، در كنار سعد بن عبد اللّه حنفى ، همراه با نيمى از ياران باقى مانده امام عليه السلام ، خود را سپرِ دفاعى ايشان قرار دادند . آنان ، جلوى امام عليه السلام ايستادند و امام عليه السلام در پشتِ آنها نماز خواند . زُهَير ، پس از نبردى سنگين و قهرمانانه ، به دست كثير بن عبد اللّه و مهاجر بن اوس ، شهيد شد . لحظه اى كه او به زمين افتاد ، امام عليه السلام خطاب به اين مجاهد بزرگ ،
[١] الإرشاد : ج ٢ ص ٩١ . [٢] تاريخ الطبرى : ج ٥ ص ٤١٨ ، الكامل فى التاريخ : ج ٢ ص ٥٥٩ .