گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٤
فصل ششم : مخالفان رفتن امام عليه السلام به سمت عراق
٦ / ١
ابو بكر بن عبد الرحمان [١]
٣٣٨.الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : ابو بكر بن عبد الرحمان بن حارث بن هشام، نزد حسين عليه السلام آمد و به ايشان گفت: اى پسرعمو! خويشاوندى ، مرا به مِهر آورده است و نمى دانم جايگاهم نزد تو براى نصيحت چيست؟ فرمود: «اى ابو بكر! تو اهل فريب نيستى و اتّهامى ندارى . پس بگو» . ابو بكر گفت: ديدى كه مردم عراق با پدر و برادرت چه كردند و اينك، آهنگ حركت به سوى آنان دارى؟! آنان، بردگان دنيايند و كسانى كه به تو وعده يارى داده اند، با تو خواهند جنگيد و آن كه تو را بيشتر از كسى كه به او كمك مى كند ، دوست دارد ، نيز رهايت خواهد كرد. پس خدا را در باره خودت ، به يادت مى آورم [ كه جانت را به خطر نيندازى ] . حسين عليه السلام فرمود: «خدا به تو پاداش نيك دهد، عموزاده! در رأى خود، انديشيده بودى. هر چه خدا بخواهد، همان مى شود» . ابو بكر گفت: ما از آنِ خداييم و [ شهادت ] ابا عبد اللّه را به حساب خدا
[١] ابو بكر بن عبد الرحمان بن حارث مخزومى ، در زمان خلافت عمر بن خطّاب ، به دنيا آمد . وى تابعى و پُر حديث است و يكى از فقيهان هفتگانه در مدينة النبى بوده است. او را به جهت نماز و عبادت بسيار ، «راهب قريش» ناميده اند . او بينايى اش را از دست داد و در سال ٩٤ هجرى در مدينه در گذشت .