گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٧
٤ / ٢٤
خبر دادن پسر طَوعه از مخفيگاه مسلم بن عقيل
٣١٥.تاريخ الطبرى ـ به نقل از مجالد بن سعيد ـ : چون صبح شد ، ابن زياد جلوس كرد و اجازه داد مردم بر او وارد شوند. آن گاه محمّد بن اشعث آمد . عبيد اللّه گفت: مرحبا به كسى كه دورويى ندارد و مورد اتّهام نيست ! و او را كنار خود نشاند. پسر پيرزن ـ كه مادرش مسلم بن عقيل را پناه داده بود ـ [نامش] بلال بن اُسَيد بود . او صبحگاهان نزد عبد الرحمان بن محمّد بن اشعث رفت و به وى خبر داد كه مسلم بن عقيل ، نزد مادر اوست . عبد الرحمان به نزد پدرش ـ كه در مجلس ابن زياد بود ـ آمد و با او درِ گوشى صحبت كرد . ابن زياد پرسيد : چه گفت؟ محمّد بن اشعث گفت: به من خبر داد كه مسلم بن عقيل در يكى از خانه هاى ماست . ابن زياد با چوبش به پهلوى محمّد زد و گفت : برخيز و هم اينك ، او را بياور. [١]
٤ / ٢٥
حمله وحشيانه به خانه طَوعه براى دستگيرى مسلم
٣١٦.الفتوح : عبيد اللّه بن زياد به جانشين خود ، عمرو بن حُرَيث مخزومى ، دستور داد كه سيصد مرد دلاور را به همراه پسر اشعث بفرستد.
[١] لَمّا أصبَحَ [ابنُ زِيادٍ] جَلَسَ مَجلِسَهُ ، وأذِنَ لِلنّاسِ فَدَخَلوا عَلَيهِ ، وأقبَلَ مُحَمَّدُ بنُ الأَشعَثِ فَقالَ : مَرحَبا بِمَن لا يُستَغَشُّ ولا يُتَّهَمُ ، ثُمَّ أقعَدَهُ إلى جَنبِهِ ، وأصبَحَ ابنُ تِلكَ العَجوزِ وهُوَ بِلالُ بنُ اُسَيدٍ ، الَّذي آوَت اُمُّهُ ابنَ عَقيلٍ ، فَغَدا إلى عَبدِ الرَّحمنِ بنِ مُحَمَّدِ بنِ الأَشعَثِ فَأَخبَرَهُ بِمَكانِ ابنِ عَقيلٍ عِندَ اُمِّهِ . قالَ : فَأَقبَلَ عَبدُ الرَّحمنِ حَتّى أتى أباهُ وهُوَ عِندَ ابنِ زِيادٍ فَسارَّهُ ، فَقالَ لَهُ ابنُ زِيادٍ : ما قالَ لَكَ ؟ قالَ : أخبَرَني أنَّ ابنَ عَقيلٍ في دارٍ مِن دورِنا . فَنَخَسَ بِالقَضيبِ في جَنبِهِ ، ثُمَّ قالَ : قُم فَاْتِني بِهِ السّاعَةَ (تاريخ الطبرى : ج ٥ ص ٣٧٣ ، الكامل فى التاريخ : ج ٢ ص ٥٤٢) .