گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣١
ج ـ دو پسرم و دو پسر دخترم
٩٠.سنن الترمذى ـ به نقل از اُسامة بن زيد ـ : شبى براى كارى به در خانه پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم . پيامبر صلى الله عليه و آله بيرون آمد ، در حالى كه چيزى را پوشانده بود ؛ ولى نفهميدم كه چيست ؟ هنگامى كه كارم تمام شد ، گفتم : اين چيست كه همراه شماست؟ پيامبر صلى الله عليه و آله آن را گشود . ديدم حسن و حسين عليهماالسلام بر روى پاهاى ايشان قرار دارند . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اين دو ، پسران من و پسران فاطمه هستند . خدايا! من ، اين دو را دوست دارم . تو نيز اين دو را دوست داشته باش و دوستدار اين دو را نيز دوست بدار» . [١]
د ـ پسر من است ؛ ولى من به وجودش نياورده ام
٩١.شرح الأخبار ـ به نقل از مخول بن ابراهيم ، به سندش ـ : مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و ديد كه حسينِ خردسال ، در دامان پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته است . مرد پرسيد : اى پيامبر خدا ! پسر توست ؟ فرمود : «پسر من است ؛ ولى من به وجودش نياورده ام» . مرد گفت : آيا دوستش دارى ؟ فرمود : «خداى عز و جل او را بيشتر از من ، دوست دارد» . [٢]
٢ / ١ ـ ٣
على عليه السلام ، آن دو را پسران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ناميد
٩٢.نهج البلاغة : امام على عليه السلام ـ در بخشى از سخنش در جنگ صِفّين ، هنگامى كه پسرش : اين پسر را برايم نگاه داريد تا خانه خرابم نكند ، كه به هيچ روى ، مرگ اين دو (يعنى حسن و حسين عليهماالسلام) را نمى توانم ببينم تا نسل پيامبر صلى الله عليه و آله از طريق آنها دوام يابد. [٣]
[١] طَرَقتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله ذاتَ لَيلَةٍ في بَعضِ الحاجَةِ ، فَخَرَجَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله وهُوَ مُشتَمِلٌ عَلى شَيءٍ لا أدري ما هُوَ ، فَلَمّا فَرَغتُ مِن حاجَتي ، قُلتُ : ما هذَا الَّذي أنتَ مُشتَمِلٌ عَلَيهِ؟ فَكَشَفَهُ فَإِذا حَسَنٌ وحُسَينٌ عليهماالسلام عَلى وَرِكَيهِ . فَقالَ : هذانِ ابنايَ وَابنَا ابنَتي ، اللّهُمَّ إنّي اُحِبُّهُما ، فَأَحِبَّهُما وأحِبَّ مَن يُحِبُّهُما (سنن الترمذى : ج ٥ ص ٦٥٦ ح ٣٧٦٩ ، اُسد الغابة : ج ٢ ص ١٦ ح ١١٦٥) . [٢] إنَّ رَجُلاً جاءَ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، فَأَصابَ الحُسَينَ عليه السلام في حِجرِهِ وهُوَ صَغيرٌ ، فَقالَ الرَّجُلُ : اِبنُكَ يا رَسولَ اللّه ِ؟ قالَ : اِبني وما وَلَدتُهُ ، قالَ : أتُحِبُّهُ؟ قالَ : اللّه ُ عز و جل أشَدُّ حُبّا مِنّي لَهُ (شرح الأخبار : ج ٣ ص ١٠٤ ح ١٠٣٧) . [٣] اِملِكوا عَنّي هذَا الغُلامَ لا يَهُدَّني ، فَإِنَّني أنفَسُ بِهذَينِ ـ يَعنِي الحَسَنَ وَالحُسَينَ عليهماالسلام ـ عَلَى المَوتِ ، لِئَلّا يَنقَطِعَ بِهِما نَسلُ رَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله (نهج البلاغة : خطبه ٢٠٧ ، كشف الغمّة : ج ٢ ص ٢٣٧) .