دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٧
١٣١٥.المعجم الكبير ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: حسين عليه السلام در باره بيرون رفتن [از مكّه] ، از من اجازه (نظر) خواست . گفتم: اگر بر من و تو عيب نبود، با دستانم بر سرت چنگ مى انداختم [ و نمى گذاشتم بروى] . پاسخ او ، اين سخن بود : «اگر در فلان جا كشته شوم، دوست تر مى دارم تا اين كه به وسيله من ، حرم خدا و پيامبر او شكسته شود» . اين سخن ، مرا براى [ شهادت ] او راضى كرد .
١٣١٦.مطالب السؤول : نيكخواهان، كاركشتگان و دينداران و آگاهان ، مانند : ابن عبّاس، عمرو بن عبد الرحمان بن حارث مخزومى و ديگران ، نزد حسين عليه السلام گرد آمدند. نيز نامه هايى از اهالى مدينه، چون : عبد اللّه بن جعفر، سعيد بن عاص و گروهى بسيار ، به او رسيد كه همگى، از او مى خواستند كه ره سپار عراق نشود و در مكّه سكنا گزيند. به رغم همه اينها، سرنوشت ، بر كار او چيره بود و تقدير ، زمامدارش . پس به آنچه به او گفته شد و به آنچه براى او نوشته شده بود ، اعتنايى نكرد و آماده شد و در سه شنبه ، روز تَروِيَه ، از مكّه بيرون رفت .
ر. ك: ج ٥ ص ٦١ (فصل هفتم / گفتگوى امام عليه السلام با عبد اللّه بن عبّاس).