دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩
١١٠٢.الفتوح : قيس [بن مُسهِر صَيداوى ]وارد كوفه شد ، در حالى كه عبيد اللّه ، نگهبان ها و چراغ هايى را بر راه ها گذارده بود و كسى نمى توانست بدون بازرسى، عبور كند.
١١٠٣.الأخبار الطوال : ابن زياد، حُصَين بن نُمَير ـ كه رئيس شُرطه بود ـ را به همراه چهار هزار سواره از كوفيان ، اعزام كرد و دستور داد در مسير قادسيّه به قُطقُطانه، مستقر شود و از خروج افراد از كوفه به سمت حجاز ، ممانعت كند ، مگر كسانى كه براى حج يا عمره بيرون مى روند و يا متّهم به يارى و دوستى با حسين عليه السلام نيستند.
١١٠٤.الإرشاد : عبيد اللّه بن زياد ، دستور داد كه راه هاى ميان واقصه به شام و [شام به] بصره بسته شود و كسى وارد و خارج نشود. حسين عليه السلام به طرف كوفه مى آمد و از اوضاع و احوال ، خبر نداشت . به باديه نشينان برخورد كرد و از آنان پرسيد . گفتند: به خدا سوگند ، چيزى نمى دانيم ؛ ولى نمى توانيم خارج يا وارد شويم . حسين عليه السلام راه را به پيش، ادامه داد.
١١٠٥.تاريخ الطبرى ـ به نقل از عُقبة بن ابى العَيزار ـ: حسين عليه السلام به آنان فرمود: «مرا از مردم پشت سرتان ، مطّلع سازيد» . مُجَمِّع بن عبد اللّه عائذى ـ كه يكى از چهار نفرى بود كه از كوفه آمده بودند ـ گفت: به اَشراف مردم، رشوه هاى سنگين داده شده و انبان هايشان پُر [از سيم و زر] گشته و مورد محبّت قرار گرفته اند و بدين وسيله خيرخواهىِ خالصانه شان خريدارى شده است . تمام آنان ، بر ضدّ شمايند ؛ امّا ديگر مردم، هنوز دل هايشان به شما ميل دارد ؛ ولى شمشيرهايشان فردا ، بر ضدّ شماست