دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٩
١١٦٤.الإرشاد : بزرگان كوفه كه از ابن زياد ، دورى جسته بودند ، از طرف درِ رو به روى خانه رومى ها نزد ابن زياد مى آمدند. كسانى كه در قصر با ابن زياد بودند ، بر آنان (ياران مسلم) مُشْرف مى شدند و به آنان مى نگريستند . آنان به سوى اهل قصر ، سنگ پرتاب مى كردند و دشنام مى دادند و از دشنام دادن به عبيد اللّه و پدرش ، كم نمى گذاشتند . ابن زياد، كثير بن شهاب را فرا خواند و به وى دستور داد با گروهى از قبيله مَذحِج كه فرمان بردار اويند ، حركت كند و در كوفه بگردد و مردم را از اطراف ابن عقيل پراكنده سازد و آنان را از جنگ و كيفر سلطان بترساند. به محمّد بن اشعث نيز دستور داد با فرمان بردارانش از قبيله كِنده و حَضرَموت بيرون رود و پرچم امان را براى كسانى كه به سمت او مى آيند ، برافرازد و همين دستور را به قَعقاع ذُهْلى، شَبَث بن رِبعى تميمى، حَجّار بن اَبجَر عِجلى و شمر بن ذى الجوشنِ عامرى داد و باقى سرشناسان را كه نزد او بودند ، به خاطر وحشت از ياران مسلم و كمىِ جمعيتى كه با وى بودند ، پيش خود نگه داشت . كثير بن شهاب ، بيرون رفت و مردم را از اطراف پسر عقيل ، پراكنده مى ساخت. محمّد بن اشعث نيز بيرون رفت و در كنار خانه هاى بنى عُماره توقّف نمود. پسر عقيل ، عبد الرحمان بن شُرَيح شِبامى را از مسجد كوفه به طرف محمّد بن اشعث فرستاد. پسر اشعث ، چون فراوانىِ جمعيت را ديد ، از محلّ خود ، عقب نشينى كرد. محمّد بن اشعث، كثير بن شهاب، قَعقاع بن شَورِ ذُهْلى و شَبَث بن رِبعى ، مردم را از پيوستن به مسلم باز مى داشتند و آنان را از سلطان مى ترساندند ، تا اين كه جمعيت بسيارى از قبيله خود و ديگران ، نزد آنان اجتماع كردند. آن گاه از جانب خانه رومى ها به طرف ابن زياد ، حركت كردند و جمعيت نيز با آنان وارد قصر شدند. كثير بن شهاب، به عبيد اللّه گفت: خداوند ، كارهاى امير را سامان دهد ! در قصر ، بسيارى از بزرگان، نگهبانان، خانواده و غلامان هستند . با همه ما به سوى آنان (ياران مسلم) حركت كن . عبيد اللّه از اين پيشنهاد ، خوددارى ورزيد و پرچمى به دست شَبَث بن رِبعى داد و او را به بيرون قصر فرستاد. مردم تا شب ، همراه مسلم و در كار خود ، استوار بودند . عبيد اللّه به دنبال بزرگان فرستاد و آنان را جمع كرد. آن گاه آنان از بالاى قصر به مردم رو كردند و به فرمانبرانِ حكومت ، وعده اكرام و بخشش دادند و اهل عصيان و سركشى را از محروميت و كيفر ترساندند و به آنان ، خبر رسيدن لشكر شام را مى دادند.