دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٩
٤ / ١٢
نامه مسلم به امام عليه السلام براى آمدن به كوفه
١١١٤.تاريخ الطبرى ـ به نقل از محمّد بن قيس ـ: مسلم بن عقيل ، بيست و هفت روز پيش از آن كه كشته شود ، براى حسين عليه السلام نوشته بود : «امّا بعد ، راه نما ، به كسان خود ، دروغ نمى گويد . جماعت مردم كوفه ، با شمايند . هنگامى كه نامه مرا خواندى ، حركت كن . درود بر تو باد!» . [١]
١١١٥.تاريخ الطبرى ـ به نقل از جعفر بن حذيفه طايى ـ: مسلم بن عقيل ـ وقتى به خانه هانى بن عروه نقل مكان كرد و هجده هزار نفر با او بيعت كردند ـ نامه اى را به همراه عابس بن ابى شَبيبِ شاكرى [٢] براى حسين عليه السلام فرستاد: «امّا بعد، به راستى كه رائد ، به بستگانش دروغ نمى گويد . [٣] از كوفيان ، هجده هزار نفر با من بيعت كرده اند . چون نامه ام به شما رسيد ، در آمدن ، شتاب كنيد . حقيقتا تمام مردم با شمايند . آنان نسبت به خاندان معاويه هيچ گونه ميل و نظرى ندارند . والسلام!».
١١١٦.الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : مسلم به حسين بن على عليه السلام چنين نوشت: «من ، وارد كوفه شدم و تا زمان نوشتن نامه ، هجده هزار نفر بيعت كرده اند . در آمدن ، شتاب كنيد كه براى آمدن ، هيچ مانعى نيست».
١١١٧.الأخبار الطوال : نامه مسلم بن عقيل به حسين عليه السلام رسيد: «به راستى كه رائد ، به بستگانش دروغ نمى گويد . از كوفيان ، هجده هزار نفر با من بيعت كرده اند . پس [به كوفه] وارد شو ؛ چرا كه تمام مردم ، با شمايند و هيچ نظرى به خاندان ابو سفيان ندارند».
[١] ر . ك : ج ٥ ص ١٦٥ (فصل هفتم / نامه امام عليه السلام به مردم كوفه از منزلگاه حاجِر در بطنُ الرُّمَّه و شهادت فرستاده امام عليه السلام ) .[٢] در مثير الأحزان ، نام «قيس بن مسهر صَيداوى» هم افزوده شده است .[٣] عبارت «إنّ الرائدَ لا يَكذِبُ أهلَه» ، يك ضرب المثل است و در مورد كسى به كار مى رود كه وقتى سخن مى گويد ، دروغ نمى گويد. «رائد» ، به كسى مى گويند كه اهل قبيله، او را به جستجوى آب و چراگاه مى فرستند.