دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٣
٦ / ٥
اَحنف بن قَيس [١]
١٣٠٢.أنساب الأشراف ـ به نقل از ابو بكر بن عيّاش ـ: وقتى به اَحنَف خبر رسيد كه حسين عليه السلام تصميم به قيام دارد، به او نوشت: « « شكيبا باش كه وعده خدا، حق است و آنان كه يقين ندارند ، تو را به خفّت نكشانند» » .
١٣٠٣.مثير الأحزان : همانا احنف ، به راستى كه براى حسين عليه السلام نوشت : «امّا بعد ، «پس شكيبا باش كه وعده خدا، حقّ است و آنان كه يقين ندارند، تو را به خفّت نكشانند» » .
٦ / ٦
اُمّ سلمه [٢]
١٣٠٤.الخرائج و الجرائح : چون حسين عليه السلام آهنگ عراق كرد ، امّ سَلَمه به ايشان گفت: به عراق نرو كه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمود: «فرزندم حسين، در سرزمين عراق كشته خواهد شد» . در نزد من ، خاكى است كه آن را در تُنگى شيشه اى به من داد. حسين عليه السلام فرمود: «البتّه ـ به خدا سوگند ـ من كشته مى شوم.اگر به سوى عراق هم نروم، باز هم مرا مى كشند» .
١٣٠٥.الصراط المستقيم : امّ سلمه به حسين عليه السلام گفت: به عراق نرو كه از جدّت [پيامبر صلى الله عليه و آله ] شنيدم كه مى فرمود : تو در آن جا، كشته مى شوى . نزد من ، خاكى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به من داد. پس حسين عليه السلام فرمود: «اگر بيرون نروم نيز كشته مى شوم» . آن گاه با دستش بر صورت امّ سلمه كشيد و او قتلگاه حسين عليه السلام و يارانش را ديد. حسين عليه السلام خاك ديگرى را در ظرفى شيشه اى به او داد و فرمود : «آن گاه كه از اين دو ، خون جوشيد، بِدان كه من كشته شده ام» . پس بعد از ظهر روز عاشورا، از آن دو خاك، خون جوشيد.
[١] ر . ك : ص ٤١ پانوشت ح ١٠٢٣ .[٢] ر .ك : ج ١ ص ١٥٣ پانوشت ح ٣١.