دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩
١٠١١.تاريخ اليعقوبى : حسين عليه السلام به مكّه رفت و چند روز از اقامتش در مكّه گذشت كه مردم عراق برايش نامه نوشتند و نمايندگان پى در پى به سويش روانه كردند، و آخرين نامه اى كه به ايشان رسيد، نامه اى بود كه هانى بن ابى هانى و سعيد بن عبد اللّه خثعمى [، با اين مضمون] آورده بودند: «به نام خداوند بخشنده مهربان . به حسين بن على ، از طرف شيعيان مؤمن و مسلمانش. امّا بعد ، به سوى ما بشتاب . به راستى كه مردم ، انتظار شما را مى كشند و پيشوايى جز شما ندارند . شتاب كنيد، شتاب كنيد. والسلام!».
٣ / ٤
فرستاده شدن نماينده ويژه امام به همراه نامه به كوفه
١٠١٢.تاريخ الطبرى ـ به نقل از عمّار دُهْنى ، از امام باقر عليه السل: حسين عليه السلام به دنبال پسر عمويش ، مسلم بن عقيل ، فرستاد و به وى پيغام داد : به سمت كوفه حركت كن و در باره نامه هايى كه به من نوشته اند، بررسى كن، كه اگر اين نامه ها حقيقت دارند ، به سمت آنان حركت كنيم.
١٠١٣.أنساب الأشراف : قاصدان ، پى در پى آمدند و نزد او (حسين عليه السلام ) اجتماع كردند و ايشان به آخرين نامه آنان پاسخ داد و به آنان اعلام نمود كه مسلم بن عقيل بن ابى طالب را فرستاده تا اوضاع و احوال را بررسى كند و وضعيت مردم و رأى و نظر آنان را برايش بنويسد.
١٠١٤.تاريخ الطبرى ـ به نقل از ابو مخارق راسبى ـ: حسين عليه السلام ، مسلم بن عقيل را فرا خواند و او را به همراه قيس بن مُسهِر صيداوى، عُمارة بن عُبَيد سَلولى و عبد الرحمان بن عبد اللّه بن كَدِن اَرحَبى به سمت كوفه روانه كرد. وى را به پروا كردن از خدا، مخفى نگه داشتن مسئله و مهربانى با مردم، سفارش كرد [و فرمود ]كه اگر ديد مردم ، اتّحاد و يك پارچگى دارند ، به سرعت به وى خبر دهد.