اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٩٧
٤- عيساى نجات بخش
مسيحيان به اين، اكتفا نمىكنند كه عيسى (خداى متجسّد) با فدا شدن و مردنش، موجب رهايى آدميان از آن گناه جبّلى و ذاتى نخستين شده و روح و جان شان را از آن گناه مادر زادى، شست و شو داده است، بلكه بالاتر معتقدند كه عيسى در حيات دوباره و رستاخيزش، «بشارت» و مژده رهايى و نجات بشر از گناهانى كه دامنگير همه جهانيان است را فراهم كرده؛ يعنى گناه يا گناهانى كه هيچ كس به تنهايى مسئوول آن نيست (گناه جهان)، ولى با اين حال اثر آن در اجتماع و حيات اجتماعى بشر، مشهود بوده و محيط اجتماعى بشر از آغاز آلوده به چنين گناهى و متأثّر از آن است.
به بيان روشنتر، مسيحيان معتقدند كه خدا اين انسان، يعنى عيسى را از ميان مردگان، برانگيخت و بااين عمل، رسالت عيسى و همه تعاليم و شيوه زندگى او را پابرجا ساخت، مسيحيان در برخاستن عيسى از مردگان و دست يافتن به زندگى تازه، پيروزى او بر «گناه ومرگ» را مشاهده مىكنند.
بنابراين، اگر بر صليب شدن و مردن عيسى، موجب زدودن گناه اوّليه از دامن آدميان شد، رستاخيز و زنده شدن دوبارهاش، «بشارت» به نجات آدمى از مرگ و نيستى وگناه اجتماعى و جهانى و نيز مژده رحمت و محبّت الهى را به ارمغان آورده است. «١»
٥- تجسّد
به لحاظ تاريخى، يكى از بنيادىترين اصول ايمان مسيحى، تجسّد يا تجسّم بوده ومى باشد؛ يعنى اعتقاد به اين كه خداوند در شخص عيسى مسيح، تبديل به بشر شد؛ خصوصاً اعتقاد بر اين بوده است كه عيسى هم كاملًا بشر بوده و هم كاملًا خدا.
امّا اين عقيده نيز از سوى بسيارى از پيروان آيين مسيح، رفته رفته مورد اعتراض وانكار، واقع شده ودر تحقّق خارجى تجسد، ترديد كردهاند، و حتّى امكان وقوع آن را هم قابل قبول ندانستهاند. به اين صورت كه چگونه يك شخص مىتواند كاملًا بشر ودر عين حال، كاملًا خدا باشد؟! آيا براى يك انسان عاقل، آگاه و زيرك، تصديق اين آموزه، ممكن است؟! «٢»