اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٣٦
در اينجا به مواردى از عقايد ماتريديه و افتراقشان با اشاعره اشاره مىشود:
الف- هر دو مكتب بر لزوم ايمان به صفات خبرى تأكيد دارند؛ جز اين كه اشاعره وجود آن صفات را به معناى ظاهرىاش با قيد عمومى «بلاتكليف» براى خداوند اثبات مىكنند، ولى ماتريديه مىگويند: ما به وجود اين صفات در خدا به معنايى كه خودش اراده كرده، ايمان داريم، زيرا صفات خبرى «١» كه از راه كتاب و سنت به ما رسيده جزو متشابهات است كه بايد علم بدان را به خدا واگذار نمود و اصل تنزيه را در مورد او مراعات كرد.
ب- ماتريديه برخلاف اشاعره، به حسن و قبح عقلى به شكلى خاص معترفند؛ يعنى مىگويند: عقل، حسن و قبح بعضى افعال را درك مىكند، اما نمىتواند بر خداوند واجب كند كه بايد كار حسن (همانند عدل) را انجام دهد و كار قبح (مانند ظلم) را ترك كند؛ زيرا كسى نمىتواند بر خداوند حكمرانى كند.
پاسخ: كار عقل فقط درك كردن است منتهى بايد توجه به صفات كماليهاى كه عقل در خداوند سراغ دارد، مىگويد: محال است خداوند با اين صفات، عدل نورزد و يا ظلم كند. به عبارت ديگر، عدل كردن و ظلم ننمودن وجوب بالقياس نسبت به ذات خداوند دارند؛ يعنى از خداى آن چنانى صدور اين گونه افعال لازم و واجب است و اين غير از حكمرانى عقل بر خداوند است بلكه كشف يك واقعيت مىباشد.
دو مكتب اشاعره و ماتريدى مشتركاتى نيز دارند؛ به عنوان مثال، هر دو بر جواز رؤيت خدا در آخرت و به كلام نفسى به عنوان صفت قديم الهى تأكيد مىورزند و در مجموع هر دو مكتب، در دفاع از مكتب اهل حديث و رد بر معتزله وحدت هدف دارند.
مكتب كلامى ماتريديه برخلاف اشاعره از رواج چندانى برخوردار نشد؛ زيرا از طرفى ابوالحسن اشعرى در مركز حكومت اسلامى يعنى عراق مىزيست و دستگاه خلافت تنها از او حمايت كرد و از طرفى ديگر ماتريديه همانند معتزله به عقل بهاى بيشترى داد و اين يك نقطه منفى در آن عصر به حساب مىآمد. «٢»