اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٣٩
فرعون پس از اين وقايع، سخت به وحشت افتاد، و به خاطر همين، بنى اسرائيل را آزاد گذاشت تا از مصر، خارج شوند. اما پس از اندكى دوباره پشيمان شد، و با لشكرى گران به دنبال آنها كه در حال خروج بودند راه افتاد و به تعقيبشان پرداخت.
حضرت موسى (ع) طوايف دوازده گانه بنى اسرائيل را با شتاب و سرعت هر چه تمامتر به كنار رود نيل آورد «١»، از خدا خواست آب رود، برايشان شكافته شود تا آنها بتوانند از آن بگذرند. به فرمان الهى آبهاى خروشان نيل به تعداد دوازده طايفه بنى اسرائيل، دوازده شعبه شكافته شد. در نتيجه، راه خروج بنى اسرائيل، هموار گرديد! و آنها از كوچههاى خشك قعر رودخانه گذشتند. و پس از خروج آنها بلافاصله آبها به هم متصل شدو فرعون و لشكريانش كه همگى به درون رودخانه رسيده بودند، غرق شدند.
موسى و هارون، قوم يهود را به سوى صحراى سينا، روانه كرده، و در بيابان «تيه» مستقر ساختند. در حالى كه آنان از بيداد و ستم دستگاه جبار فرعونى از همه امكانات زندگى و رفاهى، محروم بودند، و حتى آب براى آشاميدن و نانى براى خوردن جهت ادامه حيات نداشتند. از اين رو، بهانههاى بنى اسرائيلى آغاز شد، و اسرائيليانى كه به خاطر سالهاى طولانى رنج و بدبختى و زندگى خفت بار در مصر، عاجزانه از خداوند خواهان آزادى و رهايى بودهاند، اكنون كه خداوند از سر لطف و عنايت توسط پيامبرانش موسى و هارون (ع) آنها را رهانيد، چنين شدند كه تورات، نقل مىكند:
«تمامى جماعت بنى اسرائيل در آن صحرا، بر موسى و هارون، شكايت كردند و بنى اسرائيل به آنان گفتند كاش كه در زمين مصر به دست خداوند مرده بوديم وقتى كه نزد ديكهاى گوشت مىنشستيم و نان را سير مىخورديم؛ زيرا ما را بر اين صحرا بيرون آورديد تا تمامى اين جماعت را به گرسنگى بكشيد! آن گاه خداوند به موسى گفت: من نان از آسمان براى شما فرو فرستم؛ و قوم، رفته كفايت هر روز را در روزش گيرند تا ايشان را امتحان كنم كه بر شريعت من رفتار مىكنند يا نه! «٢»»