اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٨٢
از ابتداى تأسيس دولت اسرائيل در سرزمينهاى اشغالى فلسطين، تشكيلات مركزى بهائيت به رهبرى شوقى ربّانى و دولت اسرائيل يكديگر را به رسميت شناخته و طبق اظهار خود آنان، روابطشان دوستانه و صميمانه است. «١»
مرام و عقيده بهائيت
در مباحث گذشته با كليّات ادعاهاى باب و بهاءاللَّه آشنا شديد. از جمله دانستيم كه هر دو مدعى آوردن شريعت جديدى بودهاند و هر دو، خود را منجى عالم بشريت (كه جهان در انتظار او است) معرفى نمودهاند.
در اين جا گوشههايى از عقايد و احكام بهائيت را تنها به منظور آشنايى مرور مىكنيم و از آنجا كه اساس و بنيان اين فرقه به حدّى سست و بىپايه و نظرات رهبران آن سخيف و بىدليل و برهان است، ضرورتى براى بررسى و نقد آنها نمىبينيم. «٢»
١. نسخ شريعت اسلام
بهائيان، عقيده بهائيت را ناسخ شريعت اسلام مىدانند و معتقدند، با ظهور باب و بهاء شريعت اسلام لغو شده و دوره رسالت پيامبر اسلام (ص) به سر آمده است. دوره ما دوره رسالت مظهر جمال الهى (من يُظهِرُهُ اللَّه) بوده و بعد از اين نيز بارها خداوند بر زمين و زمينيان تجلى خواهد كرد، امّا حداقل تا هزار سال ديگر، خبرى از ظهور و تجلّى الهى، در جهان نخواهد بود.
٢. حلول و تجلى خدا
بهائيان معتقدند، هر چند يكبار خداوند در جسم يك فرد برگزيده، حلول نموده و در او ظهور مىكند. آنگاه آن فرد به عنوان مظهر خدا ظهور خواهد كرد. از اين افراد به «من يظهره اللَّه» تعبير مىكنند. اوّلين فردى كه چنين داعيهى داشت، خودِ باب بود. پس از او نيز افراد ديگرى از پيروان وى چنين ادعايى كردهاند كه از جمله آنها «بهاءاللَّه» است.