اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٤٦
علم و عمد آنها را نپذيرد و باور نكند از اسلام و مسلمانى بكلى خارج است.
آنچه طرح و تبيينش در اين جا ضرورى است عقيده ويژه مذهب شيعه است كه بر آن پا مىفشارد و نيل به اسلام ناب و اصيل و نيز ايمان نجاتبخش را بدون آن ميسّر نمىداند، و نيز طرح و تبيين دلايل شيعه بر اثبات اين عقيده خاص شيعه، كه او را از ديگر مذاهب اسلامى ممتاز ساخته، همچنين براى آگاهى از عقايد اصيل ائمّه اهل بيت (ع) بجا است ترجمه فرازهايى از نامه حضرت رضا (ع) را به مأمون عباسى مورد توجه قرار دهيم. آن گاه كه مأمون از آن حضرت خواسته بود عقايد خالص و ناب اسلامى را به طور فشرده برايش نويسد، امام (ع) برايش نوشتند:
اسلام خالص و ناب، گواهى دادن است به اين كه خدايى جز خداى يكتا نيست؛ خدايى كه شريك ندارد، فردِ واحدِ احد، صمد، قيّوم، بصير، قدير، قديم، قائم، باقى، عالمى كه جهل در او نيست، توانايى كه ناتوانى در او نيست، بىنيازى كه نيازمند نيست، عادلى كه (هرگز) ستم نمىكند، خالق همه چيز، مثل، مانند، ضد و همتا نداشته و سزاوار پرستش است و اين كه محمد (ص) بنده خدا و رسول، امين و برگزيده او از ميان خلقش و سيّد و سرور مرسلان، خاتم پيامبران و برتر از همه جهانيان است و پيامبرى پس از او نيست و شريعتش هرگز تغيير نمىكند؛ (و گواهى) به اين كه همه آنچه را آورده (از بهشت، جهنّم، قيامت، حساب و ...) حق و درست است و تصديق به اين حقايق و به جميع پيامبران پيش از او و كتب آسما
اديان الهى و فرق اسلامى ١٥١ تشيع از نظر روايات ..... ص : ١٥١
نى؛ (و گواهى) به اين كه دليل پس از پيامبر (ص)، حجّت بر مؤمنان، قائم به امور مسلمانان، ناطق به قرآن و عالم و احكامش، برادر و جانشين و وصيش و آن كسى كه نسبت به او به منزله هارون به موسى (ع) است علىبن ابىطالب (ع)، امير مؤمنان، امام پرهيزگاران، برتر از همه اوصيا و وارث همه پيامبران و مرسلان و پس از او، حسن و حسين سرور جوانان اهلبهشت سپس على بن حسين، محمد بن على، جعفر بن محمد، موسى بن جعفر، على بن موسى، محمد بن على، على بن محمد، حسن بن على، پس از او الحجة القائم المنتظر (ع) مىباشد؛ گواهى دهد به امامت آنان و به اين كه زمين از حجّت خدا خالى نمىشود و اين كه آنان ريسمان محكم (الهى)، ائمه هدى و حجّت بر اهل زمينند و اين كه كسى كه با آنان مخالفت كند گمراه و ترك كننده حق و (سبيل) هدايت است و اين كه اگر كسى بميرد و ائمّه (ع) را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است. «١»