اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٦٢
داشته و با زيديه در اين زمينه اتفاق دارد. «١»
سپس مىگويند كسى كه به امامت انتخاب شد و زمام امور را به دست گرفت تا وقتى كه به وظايف و مسؤوليتهاى خود عمل كند اطاعتش بر امت واجب است و گرنه بر مسلمانان واجب است او را عزل كرده عليه وى بپاخيزند، زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده:
تا وقتى قريش با شما هموار بودند و راست عمل كردند شما نيز با آنان بهراستى رفتار كنيد و اگر از راستى بيرون آمدند شمشير را بر گردنهايتان بگذا
اديان الهى و فرق اسلامى ١٦٧ اسماعيليه ..... ص : ١٦٤
ريد و بساطشان را برچينيد. «٢»
ديدگاه زيديه در مورد امامت اولاد فاطمه عليها السلام نشان مىدهد كه آنان امامت را مقامى انتصابى از سوى خدا نمىدانند و وجود امام را در حد يك رئيسجمهور و تنها براى رهبرى قيام لازم مىشمارند. از اين رو ضرورت وجود «نص» و لزوم اعلميت و عصمت را نيز از او نفى كردهاند و گفتهاند كه از راه نامزدى و بيعت خبرگان با وى برگزيده مىشود بدين جهت زيديه به اهل سنت نزديكترند و از سوى ديگر چون على عليه السلام را سزاوار امامت مىدانند و به امامت امام حسن و امام حسين عليهما السلام معتقدند به شيعه شباهت دارند. پس مىشود گفت كه زيديه نه شيعه هستند و نه سنى، چرا كه مقدارى از عقايد شيعه را با بعضى از عقايد اهل سنت آميخته و بدان ملتزم شدهاند.
آنان به پيروى از حديث «ثقلين» امامت را در اولاد على و فاطمه عليهما السلام منحصر مىكنند بدون اينكه بين فرزندان امام حسن و امام حسين عليهما السلام فرق بگذارند. در حالىكه بايد امام بهعنوان جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله علم و دانش او را داشته و از مقام عصمت برخوردار باشد و همچنين در موارد ضرورى بايد امام بتواند براى اثبات امامتش معجزه بياورد؛ زيرا او مرجع مردم در بيان حلال و حرام الهى و تفسير آيات قرآن است و رهبرى جامعه تنها يكى از وظايف امامت است و چنين كسى تنها از راه «نص» مىتواند مشخص شود.
سلسله پيشوايان زيديه
زيديه بعد از امام على، امام حسن و امام حسين عليهم السلام قائل به امامت ساداتى هستند