اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٢٦
منظور است نه رؤيت حسى، زيرا آيه مردم را دو دسته مىكند: ١- چهرههاى شاد و خرم.
٢- چهرههاى غمگين و گرفته.
گروه دوم با توجه به مدلول آشكار بند چهارم آيات، در انتظار كيفر و عذاب كمرشكن هستند؛ قهراً به قرينه مقابله بايد گروه نخست در انتظار رحمت خدا باشند.
خلاصه اگر پيش داورى قبلى نباشد و نخواهيم آيه را دليل بر اعتقاد خود قرار دهيم؛ مدلول جدى در آيه روشن است. امّا بهنظر مىرسد كه عقايد يهود «١» بهعنوان سنت نبوى از طريق كعبالأحبارها در معارف الهى اسلام سرايت نموده و اشاعره و اهل حديث با يك بينش قبلى در امكان رؤيت خدا، دنبال به دست آوردن دلائلش از قرآن برآمدند.
ب- اگر آيه «الى رَبِّها ناظِرَةٌ» را از آيات، متشابه فرض كنيم، بايد با رجوع به آيات محكم معناى واقعى آن را به دست آوريم كه آيه زير يكى از آنهاست:
«لا تُدْرِكُهُ الْابْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ» «٢»
چشمها او (خدا) را نمىبينند ولى او ديدگان را مىبيند.
واژه «درك» در پرتو حسّى كه به آن نسبت داده مىشود، معانى متفاوتى به خود مىگيرد؛ اگر به چشم نسبت داده شود، مقصود ديدن است و اگر به گوش نسبت داده شود، شنيدن منظور است. و آيه در مقام بيان امتيازى است كه خداوند در اثر عظمت و
اديان الهى و فرق اسلامى ٢٣١ گريزگاهى به نام كسب ..... ص : ٢٣٠
رفعت مقام داراى آن است و آن اينكه مىبيند ولى ديده نمىشود و تخصيص اين امتياز به دنيا و تجويز رؤيتش در آخرت با مفاد و هدف آيه سازگار نيست.
اشاعره براى اثبات رؤيت خدا در قيامت به رواياتى «٣» نيز استناد جستهاند.
در پاسخ بايد گفت: «اولًا هر روايتى كه مدلولش با مفاد آيات متباين باشد بىاعتبار بوده و قابل استدلال نيست، زيرا طبق نقل اهل بيت عليهم السلام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده كه بايد روايت را به قرآن عرضه كرد، پس اگر با آن مخالف بود، آن را دور انداخت و روايات مورد نظر اشاعره با آياتى مثل آيه فوق مخالف است.