اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ١١٤
نوزادان بگريد، مىخنديد، يا هر بار كه از سوى اهريمنان تهديد مىشد و ديوان، قصد جان او را مىكردند، در اثر فره ايزدى به طور معجزه آسا، نجات مىيافت، و ... اين گونه داستانهاى معجزهآميز، چه درست باشد يا نباشد تأثيرى در شخصيّت زرتشت نخواهد داشت. چيزى كه نشان دهنده شخصيّت و اهمّيّت اوست اين كه در آن عصر و روزگار تاريك توانست جامعهاى را اصلاح كند و منادى توحيد شود، چنان كه همين امر به عنوان بزرگترين معجزه درباره ديگر انبياى الهى نيز صادق است.
به نظر مىرسد كه زرتشت در دوران جوانى، مدتى به چوپانى مشغول بوده، و در سالهاى ميان سى- چهل سالگى به پيامبرى، برگزيده شده است. فرشتهاى كه وحى و يا پيام اهورا مزدا را به او مىرساند «وهومنه» يا «بهمن» نام داشت. وى پس از بعثت، قبيله و خانواده خود را به دين اهورا مزدايى، دعوت كرد، ولى مىگويند تنها پسر عمويش دعوتش را پذيرفته است. چنان كه از متونِ اوستا، بر مىآيد زرتشت بارها از قبيله و عشيره خود، ناليده، و يا با سخنانى به اين مضمون، كه «خدايا! به كدام سرزمين روى آورم؟» شكايت خود را از مردم عشيره خويش، آشكار كرده است.
زرتشت، سرانجام از زادگاه خود، هجرت كرده و به بلخ (خراسان قديم و افغانستان كنونى) روى آورد. شهر بلخ در آن روزگار، مركز حكمرانى گشتاسب، پادشاه كيانى بود.
گشتاسب هرچه در آغاز با دسيسه برخى درباريان و كاهنان او را به زندان انداخت، ولى بعدها به دليل بروز معجزه از زردشت او را از زندان آزاد كرد و به آيين او نيز ايمان آورد.
زردشت، از آن پس به ترويج آيين خود ميان ايرانيان باستان پرداخت و سرانجام خود در يكى از جنگهاى ايرانيان باتورانيان كشتهشد. ولى آييناو در ايران باستان رسمى اعلام گرديد. «١»
اوستا يا كتاب مقدّس زرتشتيان
كتاب مقدّس زرتشتيان «اوستا» نام دارد، كه به معناى اساس، بنياد و متن اصلى است «٢». گاتاها «٣» كه نام كهنترين بخش اوستا است، سرودهاى آسمانى زرتشت را گويند و به