اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٩٥
وى شمرده است. «١» ثالثاً هميشه توبه از معصيت اصطلاحى نيست و اوليا و مقربان، توجه به غير خدا را براى خود گناه شمرده از آن توبه مىكنند.
اما در مورد فضايل اهل بيت بايد گفت كه شكى نيست بنا بر احاديث متواتر نبوى صلى الله عليه و آله و اعتراف علماى اهل سنت كه اعلم امّت بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله على بن ابىطالب بوده و او و ذريّهاش علوم پيامبر را به ارث بردهاند. و انكار نمودن فضايل آنان از سوى ابن تيميه دليلى جز عناد و دشمنى با ثقل اصغر ندارد.
در فضيلت اهل بيت عليهم السلام همين بس كه پيامبر صلى الله عليه و آله در حديث متواتر ثقلين، آنان را عدل و قرين قرآن قرار داد كه تمسك به آن دو، مايه هدايت و دورى از ضلالت است.
تجديد حيات سلفىگرى در قرن دوازدهم
قرنها سپرى شد كه با توجه به شخصيت منفى و مطرودى كه ابن تيميه در افكار و اذهان پيدا نمود تعاليم و آموزههايش در بوته فراموشى قرار گرفت تا اين كه نوشتههاى او به دست محمد بن عبدالوهاب افتاد. او در قرن دوازدهم براى احياى مكتب ابن تيميه بهپا خاست.
مورخان نوشتهاند كه اساتيد محمد بن عبدالوهاب، ضلالت و گمراهى را در چهره او حدس مىزدند و پدرش كه از علماى حنبلى بود بهخاطر حرفهاى كفرآميزى كه از او مىشنيد بارها او را سرزنش كرد و اول كسى كه در رد مسلك وى كتاب نوشت برادرش سليمان بن عبدالوهاب بود.
محمد بن عبدالوهاب با امير شهر «دِرعيه» محمد بن سعود (جد اعلاى حاكمان فعلى عربستان) پيمان همكارى بست «٢»؛ بدينگونه كه شيخ محمد براى توسعه و تحكيم حكومت وى از دين و مذهب مايه بگذارد و او نيز براى گسترش رياست مذهبى او از نيروى نظامى استفاده كند. محمد بن سعود براى تحكيم پيمان، يكى از دختران شيخ