اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٣٠
عادت الهى بر اين جارى شده كه هنگام وجود آتش، حرارت را ايجاد مىكند و با خوردن غذا، سيرى بهوجود مىآورد. افعال انسان را نيز خدا مىآفريند و آنها بهطور مستقيم مستند به خداوند است و انسان هيچ نوع فاعليت و خالقيتى نسبت به كارهاى خويش ندارد و گرنه بايد از توحيد در خالقيت دست برداشت. «١»
پاسخ: شكى نيست كه قرآن به تأثير علل طبيعى گواهى مىدهد و آثار طبيعى را بنحو حقيقت به اسباب مادى مستند مىكند. بهعنوان مثال، رويش گياهان را به باران «٢»، پراكنده شدن ابرها و فرود آمدن باران را به وزش بادها «٣» نسبت مىدهد و اعمال خوب و بد انسان را نيز به خود او نسبت مىدهد «٤» و در عين حال همه را از آنِ خدا مىداند. «٥»
نتيجه اين دو دسته از آيات، لزوم حفظ سببيت طولى ميان خدا و پديدههاست يعنى، اسباب مادى در پيدايش آثار خود مؤثرند، اما همه آنها جنود الهى و مسخر فرمان اويند و توحيد در خالقيت اقتضا مىكند كه بگوييم خالق اصيل و مستقل، تنها خداوند است و مؤثر بودن ديگر موجودات و اسباب و علل در پرتو قوه و قدرتى است كه خداوند به آنها عنايت كرده است.
گريزگاهى به نام كسب
ابوالحسن اشعرى دريافت كه با قبول جبر، مسأله امر و نهى و ثواب و عقاب الهى باطل و لغو مىشود، براى دفع اشكال گفت: خداوند خالق همه چيز از جمله افعال انسان است اما انسان كسب كننده اعمال خودش است و هر فعلىكه از انسان صادر مىشود داراى دو جهت خلقى و كسبى است؛ ايجاد و خلق عمل از خدا و كسب آنان از انسان است و از اين جهت مسؤول اعمال خويش است و معيار اطاعت و عصيان و ثواب و عقاب نيز كسب است. «٦»
پاسخ: براساس نظريه كسب آيا انسان نقشى در صدور فعل دارد يا نه؟ در صورت اول، نمىتوان فعل انسان را در بست مخلوق و آفريده خدا دانست و دست كم، آن فعل