اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٨٥
را از حيات خود اطمينان بخشيد. مدّت چهل روز در اين جهان، ميان پيروانش زندگى كرد و حواريّون را براى نشر و تبليغ دين خود، مأمور فرمود. سپس به آسمان، صعود كرد. «١»
امّا قرآن كريم، اين ادّعا را كه عيسى (ع) بردار، كشته و دوباره زنده شده و به آسمان رفت- به شرحى كه در بالا آمد- قبول ندارد و كشته شدنش را مردود، اعلام داشته و فرمود:
«وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلكِن شُبِّهْ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَالَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِيناً بَل رَفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً.» «٢»
و گفتارشان كه: «ما مسيح عيسى پسر مريم، پيامبر خدا را كشتيم!» در حالى كه نه او را كشتند و نه بردار آويختند؛ بلكه امر بر آنها مشتبه شد؛ و كسانى كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شكّ هستند و به آن، علم ندارند و تنها از گمان و ظنّ، پيروى مىكنند؛ و قطعاً او را نكشتند! بلكه خداوند، او را به سوى خود بالا برد، او، توانا و حكيم است.
انتشار و رسمّيت مسيحيّت
طبق روايات مسيحى پس از به دار آويختن عيسى (ع) شاگردان وى با عشق و علاقه فراوان به تبليغ دين او پرداختند. اين گروه كه نخستين بار در شهر انطاكيه- در آسياى صغير، تركيه كنونى- آنها را نصرانى ناميدند، همه يهوديانى بودند از پيروان حضرت عيسى (ع) و بدون اين كه روش جديد خود را دين تازهاى بخوانند، خود را مفسّران حقيقى كتاب عهد عتيق و دين يهود مىدانستند؛ با اين تفاوت كه اينها بر امر توبه از گناه و محبّت به همنوع واميد نجات بشر، تأكيد بيشترى داشتند، و كمكم گفتارهاى منسوب به حضرت عيسى (ع) را هم جمع آورى كردند.
اين بود كه آيين مسيحيّت كه در آغاز به قصد اصلاح دين يهود، پديد آمده بود، رفته رفته از حدود تنگناى نژادى و قومى، بيرون آمد و به صورت يك دين مستقل، خودنمايى كرد، گرچه فرقه مسيحيان يهودى، به شدّت مورد اذيّت و آزار روحانيّان يهودى قرار داشتند، ولى انتظار رجعت عيسى (ع) موجب مىگشت تا آنان تمام سختىها را تحمّل