اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٣٩
با وجود اين اجتهادات كه نمونههايى از آن را يادآور شديم چگونه ممكن است فرق و مذاهب مختلف در جامعه رشد نكند و آيا مذهبسازى جز براساس اين است كه آيات و احاديث را بهگونهاى معنى كنيم كه خواسته و مختار ما را تأييد كند و در م
اديان الهى و فرق اسلامى ١٤٦ عقايد شيعه ..... ص : ١٤٥
واردى كه نص صريح وجود دارد و قابل تفسير بهگونهاى ديگر نيست، بهعنوان اجتهاد به مخالفتش برخيزيم!!
٥- نفوذ فرهنگها و افكار بيگانه
با ممنوعيت نقل حديث و ضايع شدن عترت پيامبر، انديشهها و فرهنگ بيگانه از دو راه در ميان تعاليم اسلام سرايت و نفوذ كرد و زمينهاى ديگر براى رشد مذاهب و فرقهها بهوجود آمد:
الف- از راه عالمان اهل كتاب «١»
پس از رحلت پيامبر خدا علماى اهل كتاب تظاهر به اسلام كردند و توانستند افسانههاى تورات و انجيل محرّف را در بين مسلمانها منتشر كنند.
در زمانى كه شخصيتهايى همچون ابوذر بهخاطر نقل كلام پيامبر صلى الله عليه و آله توبيخ و تبعيد مىشدند، به افرادى همانند كعبالاحبار، وهب بن منبّه و تميم بن اوس دارى «٢» اجازه داده شد تا سرگذشت انبياى سلف را طبق نقل تورات محرّف براى مردم بازگو كنند.
مردم از شنيدن قصههاى آنان لذت مىبردند و اين خود بر رونق كارشان مىافزود. آنان توانستند از اين راه تعاليم يهود و مسيحيت را بين مسلمانها پخش كنند.
بهعنوان نمونه، تفكر جسميت خدا كه از آموزههاى تورات محرّف است در تفاسير و كتب صحاح وارد شد و خداى مسلمانها همانند خداى يهوديان دست كم در آخرت