اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٠٩
اين سخن نيز حق و درست است و چنانكه يادآورى شد از كلام مولا على عليه السلام اقتباس گرديده است. ولى بايد ديد معتزله چگونه بين مطالب عقلى و نقلى- آيات و احاديثى كه در ظهور اولى، براى خداوند دست داشتن و نظير آن را اثبات مىكنند- جمع كردهاند.
معتزله قائلند ظاهر ابتدايى اينگونه آيات مراد نيست و بايد آنها را تأويل كرد، زيرا با اصول و احكام عقل سازگار نيست.
در پاسخ بايد گفت تأويل بر دو قسم است:
١- تأويل بهمعناى حمل لفظ بر خلاف معناى ظاهر بدون وجود قرينه به دليل اينكه مخالف حكم عقل است.
٢- تأويل بهمعناى حمل لفظ بر معنايى كه با توجه به قرائن (عقلى يا نقلى، متصله يا منفصله) بر آن دلالت دارد، هر چند بدون توجه به آن قرائن، ظاهر در معناى ديگرى است.
تأويل بهمعناى دوم در واقع همان تعيين ظهور كلام و تبيين مراد جدى از ظاهر لفظ است كه البته نامگذارى آن به تأويل خلاف اصطلاح است اما معتزله در مواردى به تأويل از نوع اول دچار شدهاند كه باطل است و علت آن عقلگرايى مفرطانه و بهاى بيش از حد به عقل دادن است، زيرا مقصد جدى هر گويندهاى بعد از تفحص از قرائن احتمالى به دست مىآيد، بنابراين معيار قرار دادن ظهور ابتدايى الفاظ در فهم مقاصد گوينده و سپس حمل آنها بر خلاف معناى ظاهر به پندار اينكه خلاف حكم عقل است كارى ناصواب و دور از منطق علمى است.
باتوجه به اين نكته، مقصود جدى آيهاى همانند «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ» با توجه به قرائن عرفى و عقلايى، برترى قدرت خدا از مردم است و عبارت ياد شده كنايه از آن است، نه اينكه آيه براى خداوند دست داشتن را ثابت مىكند و ناگزير بايد آن را تأويل نمائيم. «١»
٢- عدل
از ميان صفات الهى، عدل به عنوان يك اصل اعتقادى از سوى اماميه و معتزله در جدول عقايد اسلامى قرار گرفته است و اين مطلب حاكى از اين است كه مسأله اختلافى بوده و ديدگاههاى متفاوتى در اين زمينه وجود داشته است. «٢»
توضيح اينكه اهل سنت و حديث در مسائل اعتقادى پايبند ظواهر آيات و احاديث