اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٦٧
پس از مقام امامت، مقام جانشينى و اساس است و آخرين مرحله مقام ناطق است.
مبلغ و داعى بايد با روحيه مردم آشنايى داشته باشد. اگر مدعو كسى است كه گرايش به عبادات دارد بايد با او از راه زهد و عبادت حرف بزند و سرانجام به او بگويد كه شريعت داراى ظاهر و باطن است و هدف شارع عملى شدن باطن شريعت است و با سو
اديان الهى و فرق اسلامى ١٧١ غلات ..... ص : ١٧١
گند دادن از او پيمان بگيرد كه اين راز را افشا نكند و گرنه بر او لازم شود كه زنش را طلاق داده بندگانش را آزاد كند و اموالش را ببخشد. «١»
گزيدههايى از باطن شريعت از ديدگاه اسماعيليه
معناى غسل و باطن آن، تجديد پيمان با امام است. جماع، گفتگو كردن با كسى كه آشنايى با باطنيه ندارد و زنا، آموختن دانش به اوست. تيمم، آموختن دانش از مأذون است. نماز، دعا براى امام است، زكات، پخش و نشر علم و دانش ميان افراد است. روزه، كتمان مذهب و دانش از اهل ظاهر است. حج، دنبال دانش رفتن است. هر سال يك بار نماز واجب است. آتش، علم به ظواهر شريعت است و بهشت، علم به باطن آن است.
درهاى بهشت، مراتب علوم باطنيه است و نهرهاى شيرى كه در قرآن از نعمتهاى بهشت شمرده شده معادن باطن است. نهرهاى خمر علم به ظواهر است و نهرهاى «عسل مصفى» علم به باطن شريعت است كه از امامان و حجتها آموخته شده باشد. «٢» آسمانها و زمينهاى هفتگانه اشاره به امامان هفتگانه است. «٣»
اسماعيليه براساس همان باطنگرايى و تأويل شريعت قائلند عيسى پسر يوسف نجار بود و سخن قرآن كه مىگويد عيسى پدر نداشت بدين معناست كه او معلم نداشت. «٤»
معناى قيامت، قيام قائم عصر است و آن عبارت از خروج هفتمين امام است. معاد برگشت هر چيز به اصل خودش از طبايع چهارگانه است. انسان مركب از جسم و روح است. جسم انسان مركب از صفراء، سوداء، بلغم و خون است پس جسم تحليل رفته و به