اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٨٠
بر اين اساس، عيسى مسيح (ع) به عنوان مجاهد راستين راه عدالت ودرستى و مبشّر و منادى رهايى امّتهاى تحت ستم و مستضعف از بيداد و ستم طاغوتها، هم خود مبارزه جّدى و خستگى ناپذيرى را با كجروىها، ستم و بيدادگرىها آغاز كرده بود و هم از پيروان و شاگردانش مىخواست تا در برابر سردمداران كفر و صاحبان زر و زور و تزوير، ايستادگى كرده و سر تسليم، فرود نياورند.
به عنوان نمونه، آن حضرت در بخشى از يك موعظه طولانى كه در ابواب ٥، ٦ و ٧ از انجيل متّى آمده است- خطاب به مردم به ويژه تماشاگران و يارانش فرمود:
«خوشحال باشيد چون شما را فحش گويند و جفا رسانند و به خاطر من هر سخن بدى با شما، كاذبانه گويند. خوش باشيد و شادى عظيم كنيد؛ چون اجر شما در آسمان، عظيم است. زيرا همين گونه بر انبياى قبل از شما نيز جفا مىرسانيدند. «١»
از ايشان (دشمنان) مترسيد، زيرا چيزى مستور نيست كه مكشوف نگردد و نه مجهولى كه معلوم نشود. آنچه در تاريكى به شما مىگويم در روشنايى بگوييد و آنچه در گوش شنويد بر بامها موعظه كنيد؛ و از قاتلان جسم كه قادر بر كشتن روح نىاند بيم مكنيد، بلكه از او بترسيد كه قادر است برهلاك كردن روح و جسم را نيز در جهنّم ...» «٢»
مىدانيم كه مسيحيان به نشانه مصلوب شدن عيسى مسيح (ع) در راه گناهان بشر، صليبى به گردن مىآويزند. امّا از انجيل، بر مىآيد كه خود حضرت عيسى (ع) بارها گفته بود كه پيرو واقعى او كسى است كه «صليب خود» را بردارد و به دنبال من بيايد؛
«... هر كه صليب خود را بر ندارد واز عقب من نيايد نمىتواند شاگرد من گردد.» «٣» هر كه خواهد از عقب من آيد خويشتن را انكار كند و صليب خود را برداشته، مرا متابعت نمايد، زيرا هر كه خواهد جان خود را نجات دهد آن را هلاك سازد و هر كه جان خود را به جهت من و انجيل برباد دهد آن را برهاند.» «٤»
از اين سخنان مىتوان به روشنى دريافت كه سابقه آويختنِ نشان صليب، به دوران زندگى آن حضرت، بر مىگردد، و نبايد آن را نشانه مصلوب شدن او دانست. بلكه اين سنّت بايد به «انكار