اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٦٥
اصول عقايد اسماعيليه
اسماعيليه عقايد خود را بر يك توجيه فلسفى از جهان موجودات بنا نهاده و مىگويند خداوند ابتدا عقل را آفريد و او از هر جهت كامل بود و بهوسيله عقل، نفس را خلق كرد و نفس نسبت به عقل مانند نطفه نسبت به طفل است. و چون نفس، مشتاق رسيدن به كمال عقل شد نياز داشت كه از نقص به طرف كمال حركت كند و حركت هم نيازمند ابزار حركت بود، از اين جهت افلاك آسمانى پديدار شد كه با تدبير نفس حركت دورانى پيدا كرد و انواع موجودات از جماد، نبات و انسان بهوجود آمدند.
نبىّ، صاحب عقل كلى و وصىّ، صاحب نفس كلى است؛ نبى انعكاس عقل كل در عالم محسوسات است و وصى انعكاس نفس كل در عالم محسوسات.
همانگونه كه افلاك به تحريك نفس حركت كردند افراد انسانى نيز به تحريك نبى از نقص بهسوى كمال حركت مىكنند. «١» و با توجه به قداستى كه براى عدد هفت قائلند گفتهاند حيات انسان و جهان هفت دوره دارد و در هر دورهاى پيامبر و امامانى هستند كه عبارتند از:
امام مقيم، رسول ناطق (گويا)، اساس و هفتامام كه هر دوره بههفتمين آنان تماممىشود.
امام مقيم كسى است كه به تعليم و تربيت رسول ناطق مىپردازد و او را به پا مىدارد.
اساس شخصى است كه رفيق و ياور رسول ناطق است و امين اسرار اوست.
امام متمّ، كسى است كه مكمل و متمم اداى رسالت است. وى مسؤول دعوت به باطن گرايى، نگهبان و مفسر افكار باطنيه است.
از نظر اسماعيليه امام ممكن است دوگونه باشد: مستودع يا مستقر؛ امام مستودع كسى است كه پسر امام و بزرگترين فرزندان او و داناى بر همه اسرار و رموز امامت است، جز اينكه او را حق واگذارى امامت به فرزندانش نيست و امامت در نزد او امانت و وديعه است. او را «نائب الغيبه» نيز مىنامند. اما امام مستقر كسى است كه از تمام امتيازات امامت برخوردار است و حق دارد كه امامترا به فرزندانش واگذارد و آنان وارث امامتش باشند.