اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٩١
خداوند بر عرش خويش مستقر است. او داراى دو دست، چشم و صورت است و در روز رستاخيز با چشم ديده مىشود همانگونه كه ماه در شب پانزدهم ديده مىشود، البته خدا را فقط مؤمنان مىبينند و كافران از ديدار او محرومند. موسى از خدا خواست كه فيض ديدارش را در اين جهان به او ارزانى دارد، خداوند از كوه بر او تجلّى كرد و او را بر زمين افكند تا به او بفهماند كه خدا را در اين دنيا نمىتوان ديد و تنها در جهان ديگر ديده مىشود.! خدا از آسمان دنيا فرود مىآيد و مىپرسد آيا كسى هست كه طلب آمرزش كند؟ و اين مضمون حديث نبوى است كه بايد آن را پذيرفت. اهل سنت و حديث، فضيلت صحابه رسول خدا را باور دارند و از هرگونه گفتگويى درباره شخصيت آنان خوددارى مىكنند با اين همه ابوبكر، عمر، عثمان و على عليه السلام را برتر مىشمارند و خلافت اين چهار تن را باور دارند. اينان پاكترين صحابه براى احراز جانشينى پيامبر بودهاند.
مصلحت هر مسلمان ارج نهادن به پيشوايان مسلمين و دعا براى آنهاست و نبايد با شمشير بر آنان خروج كرد. و نبايد در فتنه و شورش با ايشان پيكار نمود.! و كسانى كه هنگام انحراف رهبران، شورش بر ضد آنان را لازم مىدانند گمراهند.
كودكانى كه از دنيا مىروند تابع امر خدايند. اگر بخواهد ايشان را عذاب دهد يا هر امر ديگرى كه مشيتش به آن تعلق گيرد. آفريدگارى جز او نيست. بدىهاى بندگان و اعمال آنان را او آفريده. ايشان را توانايى آن نيست كه مانند خدا چيزى بيافرينند. خدا بندگان خويش را توفيق طاعت بخشد و كافران را خوار سازد. او به مؤمنان نظر عنايت افكند و به راه راست هدايت كند، ولى به كافران نظر عنايت نيفكند و به راه راست هدايت نكند. هرگاه كافران را هدايت كند آنان به صلاح بازگشته و هدايت مىشوند. مشيت او بر آن تعلق گرفته كه كافران را اصلاح نكند. اما خدا مىخواهد كه كافران در گمراهى، خوارى و سنگين دلى بدانگونه كه در علم اوست همچنان باقى بمانند.
نيكى و بدى به مشيت خداست اهل سنت به قضا و قدر ايمان دارند؛ آدميان از سود و زيان، چيزى در اختيار ندارند مگر آنچه خدا خواهد. «١» «٢»