اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٥٠
نژاد پرستى كه داشته ودارند، و هرگز حاضر نمىشدند از لحاظ قومى و دينى با ديگران به ويژه مسيحيان كه دشمنى ديرينهاى با آنها داشتند، در آميزند و تفاهم همه جانبهاى را ايجاد كنند؛ از اين رو، پيوسته مورد آزار و اذيّت مسيحيان و غير آنان قرار داشتند. اين عوامل، موجب مىگشت كه آنها بر آرمان صهيونيستى و نژاد پرستى خود بيشتر پافشارند، و براى بازگشت به ارض موعود به هر وسيلهاى به ويژه حربه «مظلوم نمايى» متوسّل شوند، كه طرح داستان «يهودى كشى» هيتلر در جنگ جهانى دوم از آن جمله است. «١»
بر اين اساس، يهوديان صهيونيست در مناطقى مانند اروپا و آمريكاى شمالى، حضور چشمگيرى داشته، و توانستند در فعاليتهاى سياسى- اجتماعى و از آن مهمتر، در امور اقتصادى آن نقاط، نقش فعالى ايفا كنند. آنان همچنين كوشيدند تا در دستگاههاى دولتى، نفوذ كرده، و مراكز مهمّ تصميمگيرىهاى سياسى- اقتصادى را در دست گيرند.
نفوذ رجال يهودى و صهيونيستها در دستگاههاى سياسى- اقتصادى اروپا و آمريكا به حدّى گسترده و آشكار بود كه موجب گشت تا موجى از بغض و نفرت در اروپاى غربى، عليه آنان به وجود آيد.
سرانجام در سال (١٩١٧ م) كه بريتانيا درگير جنگ با دولت عثمانى بود صهيونيستها فرصت را مغتنم شمردند و زمينه صدور اعلاميه «لردبالفور» وزير خارجه وقت انگلستان را فراهم ساختند. اين اعلاميه به طور اكيد، تأسيس كشور «اسرائيل» د ر سرزمين فلسطينيان را براى يهوديان به رسميّت شناخت!
پس از شكست دولت عثمانى در سال ١٩٢٣ ميلادى، فلسطين تحت قيوميت دولت بريتانيا قرار گرفت؛ و هدف عمده اين كار، اجراى مفاد اعلاميه «بالفور» بوده، جنگ جهانى و نهضت نازىها در كشتار و شكنجه يهوديان به دست هيتلر «٢» زمينه تأسيس يك