اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٤٦
و بيش از ده هزار تن از ثروتمندان و صنعتگران و بلكه همه كسانى كه از مهارت و هنرى برخوردار بودند را به اسارت گرفته و به بابل برد!
بختنصر فردى از ميان بنى اسرائيل را به عنوان نماينده حكومت خويش بر بقاياى قوم كه بيشتر آنها را افراد ناتوان و پيران، تشكيل مىدادند گماشت. حدود ١٠ سال بعد، حاكم دست نشانده اورشليم با كمك فرمانرواى مصر و فراهم كردن قدرت و قواى حكومتى خود مختارى و استقلال خود را به بختنصر اعلام كرد. اين بار نيز بختنصر با قواى بسيار مجهّزترى به قصد قتل عام و نابودى يهوديان به سرزمين شان حمله كرد.
اورشليم و ديگر مناطق يهودى نشين را تصرف و ويران كرده، بسيارى از مردم را كشت.
مراكز دينى و مذهبى آنان را به كلى نابود ساخت. صندوق عهد، مشتمل بر نسخههاى اصلى الواح تورات در اين يورش وحشيانه، مفقود گرديد. اين واقعه را مورخان به سال ٥٨٦ پيش از ميلاد، ثبت كردهاند. «١»
افراد باقيمانده يهود، جملگى اسير و به بابل برده شدند. حدود نيم قرن، دوران اسارت و بردگى يهوديان در بابل، طول كشيد، در حالى كه آنان نه كتب مذهبى داشتند و نه معبدى براى عبادت، و نه خانه و كاشانه مستقلّى و نيز نه احترام و عزّتى، ديگر از آن سرزمين آباد فلسطين و شكوه دوران سليمان جز ياد و خاطرهاى نمانده بود!
تا اين كه پس از گذشت حدود پنجاه سال سرانجام به سال ٥٣٨ پيش از ميلاد مسيح، كوروش پادشاه مقتدر هخامنشى ايران به بابل، حمله ور شد، و توانست سلطنت كلدانيان را منقرض و بابل را فتح كرده، اسيران يهودى را از اسارت و بردگى برهاند.
كوروش، يهوديان را آزاد گذاشت تا هر جا كه مايلند بروند. از اين رو، گروهى از آنها به سرزمين «ايرن» مهاجرت كردند، و با ايرانيان و افكار و عقايد آنان آشنا شدند، و تحت تأثير برخى از تعاليم آيين ايرانيان آن روز يعنى «زرتشت» قرار گرفتند.
اما گروه ديگرى از آنان در همان بابل كه پس از فتح، جزو ايالات ايران محسوب مىشد، باقى ماندند. و گروهى هم به فلسطين بازگشتند. كوروش شخصى به نام عزرا (: غدير)، كه از عالمان برجسته بود و نزد يهوديان احترام والايى داشت را به سرپرستى