اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٣٨
برخى ديگر نيز قائل به استثناء شدهاند، به اين معنا وعيد نزد خدا مقرون به استثناهايى است كه براى مردم، ظاهر نيست؛ چرا كه خداوند مىفرمايد: «وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنَاً مُتَعَمِّدَاً فَجَزاهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها» «١»
آنان اين استثنا را جايز مىدانند، هر چند آن گناهكار، توبه نكند.
مىگويند نخستين كسى كه «ارجاء» را طرح كرد و درباره آن سخن گفت، ابومحمد حسنبن محمدبن حنيفه بود. مُرجئه پس از وى به چهار فرقه تقسيم شد: مُرجئه خوارج، مُرجئه قدريه، مُرجئه جبريّه و مُرجئه صالحيّه. و حسن از اين گروه بود. او نامههايى به شهرهاى مختلف فرستاد و مردم را به «ارجاء» دعوت كرد. او عمل را متأخر از ايمان نمىدانست، بلكه مىگفت: انجام عبادات و ترك گناهان، جزو ايمان نيست، و با از بين رفتن آنها، ضررى به ايمان نمىرسد.
برخى نيز گفتهاند: نخستين كسى كه واژه «ارجاء» را در بصره مطرح كرد، حسانبن بلالى حارثىِ مزنى بود و برخى ديگر همين كار را به ابوسلت سلمان (در گذشته سال ١٥٢ ه.) نسبت دادهاند.
بنابراين ارجاء يعنى تأخير حكمِ مرتكبِ كبيره، به روز قيامت، به اين معنا كه نمىتوان در دنيا به هيچوجه حكم به بهشتى يا جهنّمى بودن گناهكارى داد و از همين رو كه مىگويند خداوند عذاب آنها را به تأخير انداخته است، مرجئه ناميده شدهاند. مرجئه سه گروهند: گروهى قائل به ارجاء در ايمان و معتقد به اختيارند، اينان همان مرجئه قدريّهاند و از يارانِ غيلانِ دمشقى و ابىشمر و محمدبن ابىشيبِ بصرى.
گروه ديگر قائل به ارجاء در ايمان بوده ولى در اعمال و تجارت، به جهميّه تمايل دارند. اينان مرجئه جهميّه بوده كه به جبريّه نيز مشهورند، معتقدند: بنده هيچ كارى را انجام نمىدهد و اسناد فعل به بنده، همچون اسناد مجازى است. و آخرين گروه، مرجئه خالصهاند كه خود چند فرقهاند: يونسيّه، غسانيّه، ثوبانيّه، تومنيّه و مريسيّه. همگى اينان عمل را از ايمان مؤخّر مىدارند.