اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٢٨
عبارت ديگر روايات مورد استناد اشاعره با آيات قرآن مخالف است و ازاين جهت اعتبار ندارد.
نيز اهل بيت پيامبر عليهم السلام بهعنوان آشنا با تعاليم وحى برخلاف اشاعره، مبارزه با حاكمان جور را سنت پيامبر صلى الله عليه و آله معرفى كرده و خود نيز بدان عمل نمودهاند، اين حسين بن على عليه السلام است كه عليه ظلم و فساد يزيد بپا خاست و شهيد شد و غير ايشان نيز هيچ يك از امامان اهل بيت عليهم السلام با ظلم و جور خلفاى عصر خود سازش نكردند بلكه همگى به وسيله آنان به شهادت رسيدند.
حسن و قبح افعال از ديدگاه اشاعره
اشاعره در اين بحث با انكار حسن و قبح عقلى به نوعى حسن و قبح شرعى قائل شدند.
محور بحث اين است كه آيا عقل انسان مىتواند به خودى خود و صرف نظر از امر و نهى الهى، ضوابطى را براى افعال بهويژه افعال الهى در نظر بگيرد و براساس آنها حكم به لزوم انجام كارى و ترك كار ديگرى بكند؟ بهعنوان مثال، بگويد: لازم است خداوند مؤمنان را به بهشت و كافران را به دوزخ ببرد، يا اينگونه قضاوتها تنها براساس وحى صورتمىگيرد؟
اشاعره مىگويند: در امور تكوينى آنچه خدا انجام دهد نيكوست و در امور تشريعى آنچه خدا به آن امر كند خوب است، نه اينكه چون كارى خوب است خدا آن را انجام مىدهد يا به آن امر مىكند. بنابراين اگر خداوند مؤمنان را به دوزخ و كافران را به بهشت ببرد چون كار خداست خوب است و اگر خدا دستور دهد كه حق يتيم را پايمال كنيد چون فرمان خداست كار خوبى است. قهراً در مسأله عدل الهى هم گفتند هر كارى كه خدا انجام دهد عدل است نه اينكه چون عدل است خدا انجام مىدهد.
بازگشت همه اينها به انكار حسن و قبح عقلى است و دليل انكارشان هم اين است كه اگر عقل بتواند حسن و قبح افعال را درك كند و بگويد بايد خداوند به عدل و خوبى عمل كند و فرمان دهد در واقع مشيت خدا را محدود ساخته و عقل انسان بهعنوان يك حاكم، بر اراده الهى حكمرانى كرده است درحالىكه اراده خداوند محدوديّتى برنمىدارد و او هر چه خواهد مىتواند انجام دهد. پس مىتواند مؤمنان را به دوزخ و كافران را به بهشت ببرد و اگر اين كار را انجام داد از عدل بيرون نيامده است، لكن هيچگاه اين كار را نمىكند، زيرا خود خبر داده كه كافران را عقاب مىكند و به مؤمنان پاداش بهشت مىدهد و خداوند دروغ نمىگويد.