اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢١٦
بهعنوان امام بعد از خود تعيين كرده باشد. «١»
معتزله به عصمت پيامبران حتى بعد از نبوت معتقد نيستند. «٢»
و همچنين معتقدند با ارتكاب يك گناه، تمام اعمال صالح قبلى، حبط مىشود چنانكه حسنات انسان، گناهان گذشته را از بين مىبرد. «٣»
عوامل سقوط معتزله
همانگونه كه پيشتر گفتيم، معتزله بهعنوان يك فرقه عقلگرا از اوايل قرن دوم پيدا شدند و كم كم رشد كرده در دستگاه خلافت نفوذ كردند و در زمان مأمون عهدهدار مناصب سياسى و قضايى گرديدند، امّا اين وضعيت ادامه نداشت و ستاره معتزله از زمان متوكل عباسى افول كرد و دوران درخشش و پيروزى اهل حديث آغاز گرديد. اين موضوع داراى علل و عواملى است كه به بعضى اشاره مىشود:
١- زمانى كه معتزله به قدرت سياسى دست يافتند اهل حديث را تحت تعقيب قرار مىدادند و محاكم تفتيش عقايد از نوع قرون وسطايى بهويژه در زمان مأمون تشكيل گرديد تا فقها و محدثان از اعتقاد به قديم بودن قرآن دست بردارند و د
اديان الهى و فرق اسلامى ٢٢٢ ديدگاه اشاعره درباره توحيد صفاتى ..... ص : ٢٢١
ر غير اين صورت يا كشته مىشدند يا زندانى مىگشتند. چنانكه احمد بن حنبل يك بار زمان مأمون بهخاطر عقيدهاش به قديم بودن قرآن، دست بسته از سوى فرمانده نظاميان بغداد اسحاق بن ابراهيم بهسوى مأمون كه آن روز در يكى از شهرهاى مرزى به سر مىبرد «٤» فرستاده شد كه با فوت مأمون از وسط راه آزاد گشت و در زمان معتصم زندانى شد.
درحالىكه اهل حديث از قداست و نفوذ اجتماعى برخوردار بودند و اين موجب بدبينى توده مردم نسبت به معتزله شد «٥» و اعتبار اجتماعى آنان را پايين آورد.
٢- بعضى از تعاليم معتزله جنبه منفى داشت و مورد پذيرش مردم نبود در حالىكه عقايد