اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢١١
بيرون از اراده و مشيت الهى نيست و انسان همانگونه كه در پيدايش، نيازمند به خداست در بقا و استمرار هستى و نيز در انجام كارها به او محتاج است، جز اين كه خطاست اگر همانند اهل حديث خداوند را علّت مباشر و مستقيم اعمال بندگان بدانيم بلكه اراده او بر اين است كه اعمال انسان از اراده خودش ناشى شوند و اگر كارهاى انسان بدون اختيار و اراده از او سر زند، خلاف اراده الهى است و او انسان را بر انجام اعمال اختيارى توانا ساخته است. «١»
٣- وعد و وعيد
«وعد» وعده الهى بر دادن پاداش بر ايمان و عمل صالح و «وعيد» وعده او بر كيفر دادن اهل كفر و معصيت است.
بعضى از معتزله مىگويند: «٢» خداوند به صاحبان گناه كبيره وعده عذاب داده است پس اگر عذاب ندهد، لازم مىآيد خلف وعده كرده يا دروغ گفته باشد و اينها بر او محال است و بر همين اساس گفتهاند اگر صاحب گناه كبيره توبه نكرده باشد، بخشيده نمىشود بلكه جاودانه در آتش مىماند.
پاسخ اين است كه در اين زمينه بين وعد و وعيد تفاوت است يعنى خلف وعده در مورد دادن پاداش بر عمل صالح قبيح است. زيرا هر چند در ابتدا كسى بر خدا حقى ندارد و هر چه او دهد تفضل است اما بعد از اينكه خود وعده پاداش به نيكوكاران داد هر مؤمنى با انجام كار نيك استحقاق پاداش پيدا مىكند و خلف وعده در اين زمينه موجب تضييع حق او مىشود لكن عملى نكردن وعده عذاب قبيح نيست چون در اين صورت خداوند از حق خود گذشته است و از ديدگاه عقلايى عفو كردن در شرايط خاصى- بعد از وعده عذاب- نيك بوده و عفو كننده تحسين مىشود.
شيخ صدوق، عقيده اماميه را در اين زمينه چنين بيان كرده است:
اعتقاد ما درباره وعد و وعيد اين است كه خداوند به هر كس وعده ثواب بر كارى دهد آن را حتماً عملى خواهد كرد و به هركس در برابر عملى وعده كيفر و عذاب دهد داراى اختيار است؛