اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٠٧
منكرش كافر است درحالى كه معتزله متعرض آن نشدهاند و از طرفى اعتقاد به مؤمن و كافر نبودن صاحب گناه كبيره (كه معناى منزلت بين المنزلتين است) نمىتواند جزو اصول دين باشد بهگونهاى كه بىاعتقادى نسبت به آن موجب خروج از ايمان گردد. پس اصول پنجگانه معتزله نسبت به اصول دين، نه جامع افراد است نه مانع اغيار.
بهنظر مىرسد آنچه معتزله عرضه كردهاند مسائلى است كه آنان در بحثهاى علمى- كلامى خود با فرقههاى مخالفشان، براى رد برايشان بهعنوان اصول پنجگانه ياد كردهاند. چنانكه تعدادى از اصول عقائد اهل حديث و اشاعره نيز اينگونه است. مانند قديم بودن قرآن كه آنان انكارش را كفر و بدعتگذارى در دين شمردند درحالىكه هيچ نصّى وجود ندارد كه آن را دليل اين اعتقاد قرار دهند.
بهتر بود اين فرقهها اصول كلامى خود را از اصول دين جدا مىكردند و اينكه براى ورود به فرقه مزبور، پذيرش اصولى چند نيز لازم است. لكن بزرگان معتزله همانند قاضى عبدالجبار «١»، اعتقاد به اصول ياد شده را بر هر مسلمانى واجب دانسته و گفت
اديان الهى و فرق اسلامى ٢١٢ ارزيابى ديدگاه معتزله پيرامون اصول پنجگانه ..... ص : ٢٠٧
هاند:
مخالف اين اصول، يا كافر است يا فاسق يا خطاكار «٢»!!.
ارزيابى ديدگاه معتزله پيرامون اصول پنجگانه
١- توحيد:
مسائلى كه بر محور اين اصل قابل بحثند عبارتند از:
الف- اثبات يگانگى خداوند و نفى كثرت درون ذاتى و برون ذاتى از او.
ب- شناخت صفات ذاتيه و فعليه الهى.
ج- تبيين عينيّت يا مغايرت صفات با ذات.
د- تنزيه خداوند از صفات مخلوق مانند جسميت، احتياج، داشتن اعضا و جوارح و ....
ه- تنزيه خداوند از امكان ديده شدن ولو در آخرت.