اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٠٦
كبيره، موجب رواج اين بحث در جامعه اسلامى شد كه بهراستى اگر كسى گناه كبيره انجام داد حكمش چيست؛ آيا مؤمن است و به قدر گناهش كيفر مىشود يا اصلًا كافر شده است؟
نقطه مقابل خوارج «مرجئه» بودند. آنان گفتند با وجود ايمان، گناه و معصيت هر چند كبيره باشد، ضررى ندارد چنانكه با وجود كفر نيز اطاعت خدا سودى نمىبخشد.
گويند در همين راستا مردى نزد حسن بصرى (متوفاى ١١٠ ه) آمد و نظرش را درباره كسى كه گناه كبيره انجام دهد جويا شد. او در فكر فرو رفت. قبل از دادن پاسخ، شاگردش واصل بن عطا، جواب سؤال كننده را اينگونه داد:
من نمىگويم صاحب گناه كبيره بطور مطلق مؤمن يا كافر است بلكه بين آن دو است؛ نه مؤمن است نه كافر.
سپس برخاست و بهسوى يكى از ستونهاى مسجد رفت و پاسخ خودش را براى گروهى از ياران حسن بصرى تقرير نمود. حسن بصرى به وى گفت:
«إِعْتَزَلَ عَنَّا واصِلٌ»
واصل از ما كنارهگيرى كرد.
اعتزال بهمعناى كنارهگيرى است. ازاين جهت واصلبنعطا و يارانش معتزله ناميده شدند. «١»
اصول اعتقادى معتزله
مكتب كلامى معتزله بر پنج اصل «٢» استوار بود كه هر كس آنها را مىپذيرفت معتزلى بهشمار مىآمد و آنها عبارتند از: توحيد، عدل، وعد و وعيد، منزلت بينالمنزلتين و امر به معروف و نهى از منكر.
لازم به ذكر است اصول ياد شده نمىتواند مشتمل بر همه اصول دين باشد كه اعتقاد به آن معيار اسلام و ايمان است، زيرا اعتقاد به نبوّت پيامبر صلى الله عليه و آله از اصول دين است و