اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٠٢
قرآن هر دو نظريه را بدون هيچ انتقادى از آنها نقل مىكند و اگر اشكالى داشت دست كم بايد با لحن اعتراضآميزى نقل مىكرد. درحالىكه مىتوان گفت ظاهر از آيه، تحسين عمل آنان است.
با توجه به اين آيات، حداقل نمىتوان به حرمت يا كراهت بناسازى بر قبور فتوى داد، بلكه با توجه به نظريه گروه دوم جواز ساختن مسجد بر روى قبور استفاده مىشود.
بررسى حديث ابىالهياج
اگر بخواهيم با استناد به اين حديث بر حرام بودن بناسازى بر قبور فتوا دهيم بايد سند آن صحيح بوده و دلالتش آشكار باشد. در حالى كه از نظر سند، وثوق راويان آن نزد رجال شناسان اهل سنت تمام نيست و افرادى چون حافظ ابن حجر عسقلانى آنان را تضعيف نمودهاند. «١» و از نظر دلالت به جمله «وَ لا قَبْراً مُشْرِفاً الَّا سَوَّيْتَهُ» استدلال شده كه به بررسى مفردات آن مىپردازيم:
«شُرُفْ» در لغت به معنى بلند است بهويژه آن بلندى كه به شكل كوهان شتر باشد و «مَشارِفُ الْأَرْضِ» «٢»
بهمعنى زمينهاى بلند است.
«تَسْوِيَه» بهمعنى مساوى قرار دادن و برابر كردن است. «٣»
با توجه به معانى ياد شده مفاد حديث اين است كه قبرهايى را كه به شكل كوهان شتر بلند ساخته شده يكنواخت و هم سطح كن نه اين كه آن قبرها را با زمين يكسان نما و حديث مؤيد فتواى علماى شيعه است كه مىگويند:
مستحب است قبر، چهار انگشت بسته يا باز از زمين بلند باشد و سطحش صاف و يكنواخت باشد و بلند ساختن آن كراهت دارد. «٤»
نووى شارح صحيح مسلم نيز از حديث همين معنا را فهميده و چنين گفته است: