اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٨٠
دولت مركزى قاجار دائماً براى سركوب و از بين بردن فتنه بابيان تحت فشار قرار مىگرفت. از اين رو شاه قاجار براى خاموش كردن آتش اين فتنهها تصميم به اعدام باب گرفت و عاقبت اين تصميم در سال ١٢٦٦ هجرى در تبريز اجرا شده و علىمحمد باب در برابر جوخه دار قرار گرفت. هر چند در مورد اينكه جنازه او چه سرنوشتى پيدا كرده است، در بين بابيان و بهائيان اختلاف نظر وجود دارد؛ امّا بهائيان مدّعى هستند كه جسد او را پس از هجده سال به «عكّا» در فلسطين برده و در آنجا دفن كردند و نام «مقام اعلى» بر آن گذاشتهاند. همانگونه كه توبه باب در جلوگيرى از اعدام او مؤثر واقع نگرديد، اعدام او نيز در خاموش كردن فتنه بابيه و از ميان رفتن اين فرقه تأثير نداشت و پس از او بابيگرى در قالب ديگرى يعنى بهائيت استمرار يافت.
شكلگيرى بهائيت
پس از اعدام باب، «ميرزا يحيىنورى مازندرانى» ملقب به «صبح ازل» (١٢٤٦- ١٣٣٠ هجرى) كه علىمحمد باب يكسال پيش از مرگ خود، وى را به عنوان جانشين خود معرفى كرده بود، به جاى باب نشست و امور بابيان را به دست گرفت. امّا برادر او ميرزا حسينعلى نورى ملقّب به «بهاءاللَّه» در موضوع جانشينى وى به مخالفت برخاست. از اين رو صبح ازل پذيرفت كه برادرش را به عنوان وكيل خود قرار دهد و تماس و ارتباط پيروان با او از طريق وى صورت مىگيرد. براى بهاءاللَّه اين پيشنهاد، بهترين شرايط را فراهم ميكرد كه به مقاصدش برسد. از اين رو به بهانه ايجاد امنيت براى صبح ازل، او را از انظار پنهان كرد و همه امور را خود در دست گرفت.
از سوى ديگر با ادامه تعرضات بابيان نسبت به مردم و ترور و كشتار مردم بىگناه در شهرهاى مختلف، دولت ايران براى سركوب بابيان تحت فشار قرار داشت، تا اينكه در سال ١٢٦٨ هجرى پس از سوء قصد نافرجام به جان ناصرالدين شاه قاجار، مأموران حكومتى به دستگيرى گسترده بابيان مبادرت مىكنند وعده زيادى از آنان اعدام مىشوند. ميرزا حسينعلى و يارانش از جمله دستگير شدگان بودند، امّا با دخالت مستقيم سفارت روسيه، حكومت قاجار از قتل او منع مىشود و به ناچار وى، برادرش