اديان الهى و فرق اسلامى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٧٩
اين هجده نفر با پذيرش ادعاى علىمحمد، مبنى بر «باب امام عصر» بودن، شروع به فعاليت تبليغى به نفع وى نموده و او را به عنوان «نقطه اولى» و «حضرت اعلى» به مردم معرفى مىكردند. بدين ترتيب فرقه بابيه در سال ١٢٦٠ هجرى شكل گرفت. با عزيمت مبلغين بابيّه به شهرهاى مختلف عدهاى از مردم سادهلوح، داعيه بابيّت او را باور كرده و به آنها پيوستند.
ادعاى نبوّت
همزمان با پيشرفت اين فرقه و افزايش شمار پيروان آن، داعيه علىمحمد باب نيز بالا مىگرفت. وى كه تبليغ خود را با ادعاى بابيّت شروع كرده بود، اندكى بعد مدّعى مهدويت شد؛ سپس ادعاى پيامبرى كرد و خود را به عنوان پيامبرى كه از جانب خدا به او وحى مىشود، معرفى كرد. كتابى نيز با نام «بيان» نوشته و به عنوان كتاب مقدس و آسمانى كه از طريق وحى به او رسيده است، به مردم معرفى كرد.
با گسترش فعاليت بابيان و انتشار اخبار آن در مجامع علمى شيعه، علماى اماميه با حكم به ارتداد علىمحمد باب، از دستگاه حكومتى خواستند، تا در برابر اقدامات باب و پيروانش واكنش نشان دهد و آنان را سركوب نمايد. در اين ميان بابيان نيز بيكار نمانده، به جمعآورى نيرو و سلاح مبادرت كردند و در چند شهر ايران از جمله بابل و زنجان به رويارويى نظامى با ارتش دولتى پرداختند كه پس از كشتن شمارى از سربازان دولتى، تعداد زيادى از بابيان نيز كشته شدند. رقم كشته شدگان بابيه تنها در بابل هزار و پانصد نفر ذكر شده است. «١»
عاقبت كار باب
باب گرچه در اثر فشار علما، حاكم فارس و غير آنان، مجبور به توبه شد، ولى توبهاش بسيار دير هنگام بود، زيرا تا آن زمان بسيارى از پيروان وى، در شهرهاى مختلف به فتنهگرى و آشوب و قتل و آزار و غارت مردم دست زده و سلب امنيت كرده بودند. لذا