تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٣١ - فصل اول اوصاف عمومِی اعراب قبل از اسلام
جغرافِیاِیِی عربستان از نظر آب و هواِیِی و فقدان مراتع، دِیگرِی خوِی خونرِیزِیهاِی زِیاد که آنان را به مسافرت و کوچ وادار مِیساخت. «گوستاولوبون»[١] از بررسِیهاِی خود درباره اوضاع عرب جاهلِیت، نتِیجه گرفته است که آنان قرنها صاحب تمدن بودند، ساختمانهاِی بزرگ و بلند اعراب در نقاط مختلف عربستان و داشتن روابط تجارِی با اقوام متمدن دنِیا، گواهِی روشن بر تمدن آنهاست، زِیرا قومِی که پِیش از ظهور رومِیان، شهرهاِی عالِی بنا مِیکردند و با اقوام بزرگ دنِیا روابط تجارِی داشتند، هِیچ وقت نمِیتوان آنها را «وحشِی» نامِید.
وِی(گوستاولوبون) باز در جاِی دِیگر، چند صفحهاِی را براِی اثبات ِیک تمدن عرِیض و طوِیل، براِی اعراب قبل از اسلام اختصاص داده است و اتّکاِی وِی عمدتاً روِی سه چِیز است:
الف) داشتن ِیک زبان عالِی؛ ب) اِیجاد روابط با ملتهاِی مترقِّی جهان؛ ج) ساختمانهاِی شگفتانگِیز ِیمن که آنها را «هِرُودُت»[٢] مورّخ ِیونانِی که قبل از مِیلاد حضرت مسِیح مِیزِیست و
[١] گوستاولوبون (١٨٤١ - ١٩٣١ مِیلادِی) فِیلسوف، مورخ، جامعهشناس و پزشک فرانسوِی بود.
[٢] هِرُودوت که در زبان ِیونانِی هرودوتوس خوانده مِیشود، کهنترِین تارِیخنگار ِیونانِی زبان است که کتابش «توارِیخ» تا زمان ما باقِیمانده است. برخلاف نوِیسندگانِی که در آغاز کتاب خوِیش به شرح زندگِی خود مِیپردازند، هرودت در ابتداِی کتاب خود به اِین جملهٔ ساده بسنده کرده است که «هدف هرودوت هالِیکارناسِی از ارائه نتاِیج پژوهشهاِیش در اِینجا آن است که گذر زمان، گرد فراموشِی بر کارهاِی آدمِیان و دستاوردهاِی بزرگ ِیونانِیان و بربرها (غِیر ِیونانِیان) ننشاند و بهوِیژه علت درگِیرِیهاِی اِین دو قوم روشن شود»، (روش تارِیخنگارِی و تارِیخنوِیسِی هرودوت، ص٢).